داغ مرا چو یاد تو ناسور می کند
طوفان بی قراری دل شور می کند
بر زخم من که تشنه لب تیغ قاتل است
الماس کار مرهم کافور می کند
در هستی ام نهانی و محرومم از وصال
نزدیکی زیاد مرا دور می کند
در موج سلسبیل کشد دفتر گناه
هر کس که چاره ی من مخمور می کند
در دیده هر که سرمه ی وحدت کشیده است
او راد خود ترانه ی منصور می کند
تن زن که از غبار جفا چینی سپهر
خاک سیه به کاسه ی فغفور می کند
از نیش جان گزا فلک پرستاره
نورس خیال خانه ی زنبور می کند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.