گنجور

 
نورس دماوندی

داغ مرا چو یاد تو ناسور می‌کند

طوفان بی‌قراری دل شور می‌کند

بر زخم من که تشنه‌لب تیغ قاتل است

الماس کار مرهم کافور می‌کند

در هستی‌ام نهانی و محرومم از وصال

نزدیکی زیاد مرا دور می‌کند

در موج سلسبیل کشد دفتر گناه

هر کس که چارهٔ من مخمور می‌کند

در دیده هر که سرمهٔ وحدت کشیده است

او راد خود ترانهٔ منصور می‌کند

تن زن که از غبار جفاچینی سپهر

خاک سیه به کاسهٔ فغفور می‌کند

از نیش جان‌گزا فلک پرستاره

نورس خیال خانهٔ زنبور می‌کند

 
 
گوهر
صائب

مست است وخنده بر من مهجور می کند

کان نمک ببین چه به ناسور می کند

درفکر دانه دزدی خالش گداختم

دامم به خاک نقش پی مور می کند

ما صلح می کنیم به یک کوکب از فلک

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
فیاض لاهیجی

مه را غم هلال تو رنجور می‌کند

خورشید بر رخت نظر از دور می‌کند

چشمش نظر ز صفحة آیینه بر نداشت

خورشید من مطالعة نور می‌کند

لعل تو از تبسّم کوثر سرشت خویش

[...]

حزین لاهیجی

اشکم نمک به دامن ناسور می کند

دربا ز رشک حوصله ام شور می کند

بیداد ناوک مژه زهراب دادهای

هرجا دلی ست خانهٔ زنبور می کند

ما را تن ضعیف چه باشد؟ که کوه را

[...]

سعیدا

هر کس نظر به سوی تو از دور می کند

هر خانه را خیال تو پرنور می کند

بگذر ز چین و چینی و در ساغر سفال

می نوش ای فقیر که فغفور می کند

بر داغ های کهنهٔ صد آرزوی خام

[...]

بلند اقبال

هر ناله ای که بربط وطنبور می کند

پیغام دلبری است که مذکور می کند

گوید که گر شوی توچوبهرام گورگیر

ناگه شکار عاقبت گور میکند

مستان بر اینکه باده دهد نشئه هوشیار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه