به خنجر کج مژگان او شهید شدن
بود به قفل در مدعا کلید شدن
از آن بود به تو روی امید واری دل
که کفر محض بود از تو ناامید شدن
ز عین عشق نظر هر که یافت دیده وراست
به حرف و صوت نشاید ز اهل دید شدن
چنان که جلوه ی آب از گهر شود افزون
نهان به لطف تو گشتن بود پدید شدن
رموز لطف و ادا بالبدیهه می گوید
توان ز حرف نگاه تو مستفید شدن
هزار رنگ چو تصدیع می کند تحویل
بود بعید ز کامل مرید عید شدن
شدی چو پیر چوطفلان مباش غره به عید
نمی توان خَرَف از دید و بازدید شدن
سیاهی اش نبود از نشاط دل نورس
نیافت مور غمش فرصت سفید شدن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.