منم چو آب گهر باشم ایستاده اگر
سوار هر نظرم چون گلم پیاده اگر
ز ذوق هر سر مویم دهان کند پیدا
به لب گزیردن جانان کنم اراده اگر
به رنگ آیینه نقشم نشسته است درست
مدان ز ساده دلی دل دهم به ساده اگر
کمان من نتواند کشید بازوی چرخ
به چنگ شوخی مژگان شدم کباده اگر
چرا ز یاد حریفان نمی روم بیرون
ندیده اند به معنی مرا زیاده اگر
سوار مردمک چشم دل زهر راهم
مرا چو نقش قدم دیده ی فتاده اگر
طریق همرهی کس نمی دهم از دست
به زیر پا سر من می رود چو جاده اگر
قدم ز دایره بیرون چو نشئه بگذارم
شکسته شیشه چرخم ز زور باده اگر
به نیم جلوه توانم ز خویشتن رفتن
چو آب آینه ام نورس ایستاده اگر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.