گنجور

 
نورس دماوندی

از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود

این چراغ از شعلهٔ دیدار روشن می‌شود

شوخی مژگان او در خواب بیند گر بهار

در بر گل پرنیان رنگ جوشن می‌شود

چون تجلی می‌کند یاد تو در خاطر مرا

سایهٔ من نوبهار نخل ایمن می‌شود

گر چنین بالد به خود ضعف تنم از داغ هجر

بر چراغ جان نوید وصل دامن می‌شود

از دل سرگشته‌ام یاد چمن چون گل کند

غنچه فانوس خیال بزم گلشن می‌شود

تا تجلی‌پوش اشکم گشته از مهر رخش

چشم اگر بر هم زنم سیّاره خرمن می‌شود

گردش چشمی چنین گر می‌برد از من قرار

گوهر راز دلم سنگ فلاخن می‌شود

بی‌تو شب در کنج تنهایی چو نورس تا سحر

دود آهم سرمه‌سای چشم روزن می‌شود

 
 
گوهر
صائب

روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شود

آب در آهن چو لنگر کرد آهن می‌شود

عشق چون خورشید بر ذرات باشد مهربان

عید پروانه است هر شمعی که روشن می‌شود

میوهٔ شیرین اگر پیدا شود در سرو و بید

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
سلیم تهرانی

هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من می‌شود

کز دلم تا بگذرد پیکان چو سوزن می‌شود

بسته راه روشنی بر کلبهٔ تاریک ما

گر سراسر چون کبوترخانه، روزن می‌شود

در شکستم مصلحت‌ها هست، ورنه در جهان

[...]

واعظ قزوینی

ای که پرچین جبهه‌ات، از حرف مردن می‌شود

خانه از مرگ تو فردا، پر ز شیون می‌شود

ای که با نام کفن، خود را نسازی آشنا

این قبا آخر تو را پیراهن تن می‌شود

طالع فیروز خواهی، مهربانی کن بخلق

[...]

سیدای نسفی

سینه ام چون لاله داغ از سیر گلشن می شود

گل اگر بر سر زنم گلمیخ آهن می شود

سنبل از نظاره من دود گلخن می شود

تیره بختم کانچنان از طالع من می شود

جویای تبریزی

حسن صوتی آتش افروز دل من می شود

این چراغ از شعلهٔ آواز روشن می شود

می توان در رفتن از خود بیشتر برداشت فیض

مرغ را زان دست در پرواز دامن می شود

با حریف تندخو دایم خموشی پیشه ام

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه