ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس
عشق در راه هوس ریخته خاری که مپرس
گر حنایی شده سرپنجه ی مژگان چه عجب
می خورم خون دل از دست نگاری که مپرس
زنگ روشنگر آیینه ی ادراک من است
دیده روشن شده از خط غباری که مپرس
از نظر بازی آن گل مژه ام گلزار است
خارم آورده در آغوش بهاری که مپرس
جان بر آن خال بناگوش نظر دوخته است
بر سر تیره دل آورده شکاری که مپرس
دم عیسی است غبار ره صید افکن من
شد سرم بسته ی فتراک سواری که مپرس
امشب از حسرت یاقوت لبش مژگانم
چون رگ لعل به خون داشت مداری که مپرس
ای که می می کشی از ساغر چشم مظلوم
دارد این باده سرجوش خماری که مپرس
نورس از یاری اقبال به همدستی شوق شوق
کرده ام عهده وفا تازه به یاری که مپرس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و در آن شاعر از عشق خود به معشوق و درد و شوق ناشی از آن سخن میگوید. او به نقش چشمان معشوق و قدرت جذبکنندگی زیباییاش اشاره میکند و بیان میکند که دلش با هر نگاه او گرفتار میشود. همچنین، شاعر به حسرت و آرزوهایی که در دل دارد اشاره میکند و نگاهی عمیق به پدیده عشق و زخمهای ناشی از آن دارد. به طور کلی، حال و هوای شعر سرشار از شوق و درد عاشقانه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز دارم به نظر خط غباری که مپرس
سایه کرده است به من ابر بهاری که مپرس
نیست در رفتن دل هیچ گناهی از من
کششی دیدهام از جلوه یاری که مپرس
گر چو گل چاک زنم جامه جان معذورم
[...]
بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس
لاله زاری است پر از لاله عذاری که مپرس
گشته جان صید بت تازه شکاری که مگوی
شده دل بسته فتراک سواری که مپرس
تا غبار فتن انگیخته در دور قمر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.