در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
شوخی شرمش دهد بر شعله تمکین قطره را
در دل هر ذره بحر فیض طوفان کرده است
کمتر از دریا نبیند چشم حق بین قطره را
جوش اشکم یوسفستان از خیال حسن اوست
موج این دریا کند بتخانهی چین قطره را
آب و آتش را به هم آمیخت شرم عارضش
شمع محجوبم دهد از شعله بالین قطره را
بر محیط خون دل جاری است فرمان سرشک
بحر در زیر نگین باشد چو موج این قطره را
گوهر و دریا تجلّی دارد از آئینهاش
قطره میبیند همین چشم غلط بین قطره را
چشم اگر داری گرانقدری مکن خود را سبک
گوهر شهوار کرد اقبال تمکین قطره را
آسمانها در سویدای دلم دارِ مدار
شور چندین بحر میگنجد به ظرف این قطره را
روشن از نورس به هر محفل چراغ آبروست
میکند گوهر به همت بحر چندین قطره را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای عشق و درک عمیق آن میپردازد. او با بهرهگیری از استعارههای مختلف، نشان میدهد که حتی یک قطره آب نیز میتواند در عمق دریا یا طوفانی از احساسات و زیباییها غرق شود. عشق و علاقه به محبوب، نوعی طغیانی در دل ایجاد میکند که بر تمام وجود اثر میگذارد. شاعر به تلاقی روشنایی و تاریکی، آب و آتش، و همچنین شور عشق اشاره میکند و تأکید دارد که ارزشهای والای عشق نباید به سادگی نادیده گرفته شوند. در نهایت، او ایمان دارد که هر قطره میتواند دنیایی از زیبایی و نور را در خود جای دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.