کمر یار بسته می بینم
گل امید دسته می یبنم
قلم تو به جزم خط خورده است
خط ساغر شکسته می بینم
بوی گل ساز کرده برگ سفر
مفرش غنچه بسته می بینم
خال را چون سپند از شوخی
به رخش جسته جسته می بینم
ریخت اجزای گل ز یکدیگر
دل بلبل شکسته می بینم
هر که گردد اسیر قید فرنگ
از کمند تو رسته می بینم
بس که آشفته چشم بیمارش
خاطر غمزه خسته می بینم
تار شد روزم از بریدن زلف
رشته ی جان گسسته می بینم
بر لبش نقش خاکساران را
نورس از خط نشسته می بینم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.