ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه
پروانه چی حکم جفای تو زمانه
ای تیر نگاه تو ز ابرو دو کمانه
آن را دل مجروح دو نیم است نشانه
سیمین تن من گنج روانی به نظرها
چون رنگ قبای تو بود گرد خزانه
در دایره ی هندی آن خط بناگوش
از کعبه ی مقصود توان یافت نشانه
هر چند که با زلف تو کاکل شده هم دست
دل برد میان تو به مویی ز میانه
سوزد به لبم حرف نگاه غضب آلود
زین آتش بی رنگ بلند است زبانه
آویخته جانم سر زلف تو به مویی
دارد سر دلجویی من زلف تو یا نه
یک ره دل صد چاک مرا به همه الفت
زلف تو سردستی نگرفته است چو شانه
جز خانه ی دل نیست سراغت چو گرفته است
نورس که تو را می طلبد خانه به خانه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه عمید زَمَن و فخر زمانه
ای صاحب آزاده و زیبا و یگانه
مر فضل تو را نیست پدیدار کرانه
تو زنده و فضل تو در آفاق فسانه
رندان همه جمعند در این دیر مغانه
درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
خون ریزبک عشق در و بام گرفتهست
و آن عقل گریزان شده از خانه به خانه
یک پرده برانداخته آن شاهد اعظم
[...]
سر در کف پایت نهم، ای یار یگانه
روزی که درآیی ز درم مست شبانه
در صورت خوبان همه نوریست الهی
از شمع رخت میزند آن نور زبانه
با چشم تو یک رنگ چو گشتیم به مستی
[...]
ای ترک پریچهره از آن جام شبانه
در ده بصبوحی می گلرنگ مغانه
گفنی که بده جان ز پی بوسه و بستان
بستان و بده تا کی از این عذر و بهانه
جان بر طبق شوق نهم پیش تو روزی
[...]
دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه
می رفت بسر وقت حریفان شبانه
بر لاله زنیلش اثر داغ صبوحی
بر ماه ز مشکش گره جعد مغانه
یاقوت بمی شسته و آراسته خورشید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.