سرو بالای تو را سایه نشین است بهار
از رخت آینه را زیر نگین است بهار
رقم خط تو را خرده ی جان است نثار
چمن ناز تو را چین جبین است بهار
بوسه از باغ وصالت ثمر پیش رس است
دانه ی خال تو را نافه چین است بهار
تا عیار چمنت چیست که چون لاله باغ
داغ سودای تو را نقش نگین است بهار
تازه شد داغ جنون از نفس مشکینش
چون خط لعل تو گویا نمکین است بهار
چشم ادراک تو گر سرمه ی بینش دارد
رقم تازه ای از سحر مبین است بهار
هر گلی نکهت پیراهن یوسف دارد
بینش افزای دل و دیده از این است بهار
در ره شوق تو یک بادیه گرد است نسیم
بر سر کوی تو یک خاک نشین است بهار
نورس از جلوه ی سرو و سمن و شبنم و گل
شمع قد ماه وش و زهره جبین است بهار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای بهار و تجلیات آن از منظر عشق و عشقورزی پرداخته است. شاعر با اشاره به سرو و چمن، بوسهها و خوشبوییهای طبیعی، حال و هوای بهار را به حالت عاشقانه و رویایی پیوند میزند. او ضمن تأکید بر زیباییهای معشوق، بیان میکند که هر جلوهای از این زیبایی، نشان از عشق و تحولی در دل و روح او دارد. در این شعر، بهار به عنوان نمادی از عشق و سرزندگی، جلوهگری میکند و بازتابی از حس حیرت شاعر نسبت به معشوق و زیباییهای پیرامونش است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حالت ما و تو امروز چنین است بهار
روح مشروطه ز ما و تو غمین است بهار
ای بسا فتنه که ما را به کمین است بهار
روش و سیرت وکردار گر این است بهار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.