تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب
شد سپهر نیلگون هم چشم نیلوفر در آب
آب در گوهر چو زلف موج میپیچد به خویش
افکند گر پیچ و تاب سایهام لنگر در آب
همچو تار شمع موجش زرفشان شعلهای است
پرتو افکن شد مگر آن آتشین منظر در آب
در نظر چون قُبّههای نور میآید حباب
تا تجلّی کرده است آن چهرهی انور در آب
تا حُباب از لعل او شد شیشهی شاخ نبات
شد ز شکّر خندهاش فوّاره نیشکّر در آب
کی به سعی بادبان دیگر سبک جولان شود
کشتی ما شد ز کوه غم گران لنگر در آب
هر که از سنگ طمع در فکر پاس آبروست
تر نسازد کام خشک خویش چون گوهر در آب
دور از آن مه نورس از تأثیر شور نالهام
فلس ماهی چون جُلاجل شد نواگستر در آب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.