ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
که چون صبح از گل خورشید زرین است آغوشم
از آنرو راز دار حیرتم با شد دُر گوشش
که چون آب گهر محو صفای آن بناگوشم
تواند پرتو خورشید خضر راه من گردد
که از باغ جهان چون شبنم گل خانه بردوشم
گهی مجنون زلف و گاه محو نافه ی خالم
به مویی یا به بویی لیلی من می پرد هوشم
به دل گفتم کجایی در چه کاری گفت خوش باشد
ز چین کاکلش در سایه ی خط بناگوشم
خموشی در سخن پیچده دارد معجز نطقم
چو چشم سحر سازش بی سخن گو یاد خاموشم
محیط آتشین موج غمم درعشق او نورس
چو شور بحر طوفان گل کند از شوخی جوشم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.