دگر از تاب دردم ناله در تاثیر می پیچد
فلک را آه من در آتشین زنجیر می پیچد
نگارم بر ورق از پیچ وتاب دل اگر خرمی
چو زلف نال در کف خامه ی تحریر می پیچد
جهان را پرتو اش در شعله ی جواله می گیرد
ز رشک ماه من چون مهر عالمگیر می پیچد
سر زلف مسلسل را اگر دام دلی سازد
رگ جان مرا در ناله ی زنجیر می پیچد
خدنگ آهم از سرگشتگی کی بر نشان آید
که چون گرداب در بحر کمانم تیر می پیچد
بیا بر دامن تسلیم زن دست تصرف را
که تقدیر قضا سر پنجه تدبیر می پیچد
اگر انشا کنم نورس حدیث شعله ی خویش
زبان چون موی آتش دیده در تقریر می پیچد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنجی که در دلش وجود دارد، سخن میگوید. نالههای او در فضا پیچیده و دلش پر از احساسات متضاد است. او به معشوقش، که نماد زیبایی است، اشاره میکند و از شوق و حسرت ناشی از دوری با او سخن میگوید. همچنین، در ابیاتی دیگر به تقدیر و قضا و تأثیر آنها بر زندگیاش میپردازد و از آشفتگی و سرگشتگی در احساساتش مینالد. در نهایت، شاعر از تلاش برای بیان دردهایش میگوید که به زبانی شعلهور تشبیه شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خط از بیباکی آن حسن عالمگیر می پیچد
که جوهر بر خود از خونریزی شمشیر می پیچد
جنون را هست در غافل حریفی دست گیرایی
که مجنون با کمال ضعف گوش شیر می پیچد
میسر نیست دل را از غبار خط برون رفتن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.