گر حسن شکر خنده مهیای نیاز است
آن خال بنا گوش جگر گوشه ی ناز است
هرچند که برق نگهت صبر گداز است
هر عشوه ی پنهان تو امید نواز است
درسایه ی گیرایی شاهین نگاهت
هرسایه ی مو بر تن من جنگل باز است
چون قصه ی امید به پایان نرسانم
چون روز قیامت شب زلف تو دراز است
صاحب رقم آه و سرشک است دل من
چون شمع که پروانه چی سوز و گداز است
شاهین نگاهت زده تا ناخن مژگان
چون پیکر ماهی جگرم سینه ی باز است
آن شوخ که عاشق کش و آیان چو نگاه است
مهری است که در اوج رسایی همه ناز است
آتش نفسان واقف اسرار نهانند
هر سینه ی افسرده کجا محرم راز است
در دایره ی فهم مقامات توکل
نه پرده افلاک مرا پرده ی ساز است
از سجده ی او خاک درت قبله نما شد
دلجویی نورس به تو واجب چو نماز است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
کز زخمهٔ آن نه فلک اندر تک و تاز است
آورد به یک زخمه، جهان را همه، در رقص
خود جان و جهان نغمهٔ آن پردهنواز است
عالم چو صدایی است ازین پرده، که داند
[...]
اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است
زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است
خُمها، همه در جوش و خُروشاند ز مَسْتی
وان می که در آنجاست، حقیقت، نه مَجاز است
از وی، همه، مَسْتی و غُرور است و تَکَبُّر
[...]
اَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است
زآن رو که مرا بر در او روی نیاز است
خمها همه در جوش و خروشند ز مستی
و آن می که در آنجاست حقیقت نه مَجاز است
از وی همه مستی و غرورست و تَکَبُّر
[...]
تا عشق توام بدرقه راه حجاز است
اندر حرم وصل دلم محرم راز است
احرام در دوست چو از صدق ببستیم
در هر قدمی کعبه صد گونه نیاز است
عمریست که از آتش سودای تو چون شمع
[...]
تا کوثر و فردوس ره دور و دراز است
وان عیش غنیمت که در میکده باز است
از ناز مران رخش پی قبله که هر سو
بر خاک ره افتاده سر اهل نیاز است
بنگر به حباب می گلرنگ که در دور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.