گشتم شهید خنجر مژگان سیاهکی
کافر فرنگ چشمک جادو نگاهکی
شمشاد قدکی دلک آزار طفلکی
طاووس جلوه مهوشکی کج کلاهکی
لاغر میانکی شکر افشان دهانکی
ابروهلالکی دلک افروز ماهکی
غنچه دهانکی مر مرغوله مویکی
کاکل کمندکی بت حور اشتباهکی
حاضر جواب دلبرکی حقه بازکی
عاشق شکار لعبتکی سر به راهکی
آشفته زلفکی گله پرداز شوخکی
با نورسش به چشم تغافل نگاهکی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و جلوههای محبوبی میپردازد که با نمادهای مختلفی مانند مژگان، چشمک و ابرو بیان شدهاند. او از احساس عاشقانه خود نسبت به محبوبی که در میان زلفهای او گم شده و دلش را میآزارد، سخن میگوید. مضمون شعر حول زیباییهای ظاهری و همچنین بازیهای عاطفی و فریبندهای که محبوب به قلب عاشق میآورد، میچرخد. در نهایت، شاعر غرق در احساسات متضاد و آشفته میشود و تظاهری از عشق و زیبایی را به تصویر میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.