مست آمد کاکلش افتاده چین چین تا کمر
سنبل ستان تماشا را عرقچین تا کمر
موجه ی طوفان نور از طوق غبغب تا جبین
لجّه ی سیماب از ساق بلورین تا کمر
سینه اش تا ساق سیمین پایتخت آرزو
از سواد چین کاکل ملک ما چین تا کمر
چهره پرداز تجلی از جبین تا صبح ناف
خرمن مهتاب حسن از ساق سیمین تا کمر
آن بهارستان ناز آمد ز گلگلشت چمن
موج سنبل تا قدم طوفان نسرین تا کمر
بس که گیرد دامنش را رنگ و بوی گل به باغ
جامه ی بر بالان سروش گشته رنگین تا کمر
آن که در شوخی است چون سیماب تا بیند مرا
از حیا پنهان شود در کوه تمکین تا کمر
چین کاکل چین ابر پیچش موی میان
نقش چینی گشته آن بتخانه ی چین تا کمر
نورس آن نازک میان تا کرده است انشای رقص
می کند هر دم شنا در خون تحسین تا کمر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و جذابیتهای محبوب خود میپردازد. او از ویژگیهای ظاهری معشوق، مانند کاکل چیندار و چهرهای درخشان یاد میکند که موجب جلب توجه و تحسین دیگران میشود. حال و هوای عشق و شوق در شعر به خوبی حس میشود و شاعر با استفاده از تصویرسازیهای زیبا، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. در این تصویرها، طبیعت و زیباییهای آن با معشوق پیوند خورده و به یکدیگر جان میدهند. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر احساساتش سخن میگوید و در نهایت به زیباییهای رقص و تحسین از آن میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.