تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد
در کفم آیینه را چون نبض جوهر می طپد
بس که باشد از جدایی های خونم بی قرار
همچو ماهی در کف جلاد خنجر می طپد
در هوای خاک پاک آن بهشت آرزو
همچو بال مرغ بسمل موج کوثر می طپد
بس که شد بی لعل می گون تو مست اضطراب
همچو دل در سینه ام بر دست ساغر می طپد
تا نویسم شرح درد بی قراری ها چو موج
بر جبین صفحه چین نقش مسطر می طپد
در طریق جستجویش بس که دارم اضطراب
نقش پای من به راه از دل فزون تر می طپد
خسروان را نورس از یاد دل بی تاب من
همچو ابلق بر سر شوریده افسر می طپد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.