کرده تا سلسلهی زلف تو دیوانه مرا
جلوه در شیشهی دل داده پری خانه مرا
نیست در عالم تمثال ز آئینه اثر
کرده از خویش تماشای تو بیگانه مرا
از خیال خم ابروی تو چون شیفتگان
موج زد بال پری در دل دیوانه مرا
مدّ نظّاره شفقپوش شود چون رگ لعل
در تماشای عقیق لب جانانه مرا
مهر و مه برگ خزان دیدهی باغش باشد
در زمینی که کند نشو و نما دانه مرا
مژه چون مردمک از اشک شود آینهساز
در نظربازی آن گوهر یک دانه مرا
نورس از عشق پریزاد ازل خواهد کرد
فارغ از هر دو جهان همت مردانه مرا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.