رنگینی خیال تو از پافشردن است
چون طرّه حسن فکر تو در تاب خوردن است
خواهی تو را کنند پسندیدگان قبول
دعوای ناپسندیات از پیش بردن است
صاحب وجود عالم شایستگی شدن
نقش خودی ز لوح تعیّن ستُردن است
معراجِ سیرِ ذَروهی عزت شدن ز قدر
خود را به پایه از همه کمتر شمردن است
پروانه از گدازش تن وصل شمع یافت
در نرد عشق باختنش عین بردن است
از شعر خود مسوّده دادن به بیکمال
فرزند را به دست قلندر سپردن است
نورس چو شربت دم تیغش مرا دواست
درد مرا علاج به یک آب خوردن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای عشق و عشقورزی میپردازد. او از رنگینی خیال و حس جذابیت معشوق میگوید و نشان میدهد که چگونه زیباییهای عشق میتوانند ذهن را درگیر کنند. با تاکید بر نکات اخلاقی، شاعر به اهمیت فروتنی و خودشناسی اشاره میکند و بیان میکند که برای رسیدن به کمال باید به خود و جایگاه واقعیامان توجه کنیم. در ادامه، با استفاده از تصویر پروانه و شمع، به عشق و فدای خود در راه عشق اشاره دارد و به این نکته میپردازد که در این مسیر، گاهی باید از خود گذشت. در نهایت، شاعر میگوید که عشق و زیبایی حقیقتاً میتواند دردی را درمان کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوردن برایِ زیستن و ذکر کردن است
تو معتقد که زیستن از بهرِ خوردن است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.