در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ
هر برگ سراپرده ی جان است در این باغ
برجلوه ی نازش گل و خارآیینه سازند
گز نقش بهار است و خزان است در این باغ
بی پرده شد آن حسن جهانگیر که از گل
صد بتکده از شاخ عیان است در این باغ
ذرات ز شوقش همه در وجه و سماعند
دستک زنی شاخ از آن است در این باغ
آن را که دماغ است تر از نشاه ی تحقیق
خمیازه ی گل رطل گران است در این باغ
بر آیینه ی فهم تو هر سبزه نوخیز
پرواز ده رنگ کمان است در این باغ
گر نشو و نما نرگسش ادراک تو دارد
هر شبنمی آیینه ی جان است در این باغ
نورس به ره معرفت آن گل خودرو
هر چند دل از غم نگران است در این باغ
هر شاخ نهال است مرا دست دلیلی
هر سبزه ی نورسته زبان است در این باغ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پرکاری معشوق نهان است در این باغ
هر جلوه ز هر شیوه نشان است در این باغ
صبح طرب از باده کشان است در این باغ
آن گل که نخندید خزان است در این باغ
هر تازه نهال از خم آغوش نسیمی
[...]
از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
گل درعرق شرم نهان است در این باغ
خاموش بود بلبل گویا ز ترنم
گل محو تو ای غنچه دهان است در این باغ
هر برگ چو طوطی به نوایی است غزل خوان
[...]
چندان که صبا عطرفشان است در این باغ
چندان که چمن فیضرسان است در این باغ
چندان که ز اشجار نشان است در این باغ
چندان که بهار است و خزان است در این باغ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.