داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر
جام نور مهر از آیینه شد سرشار تر
گوهر لطف سخن را بینم از لعل لبش
از عرق بر چهره ی محجوب خوش رفتار تر
این بنا از عالم آب است بر پا چون حباب
چشم می گون تو را مستی کند هشیارتر
برقع افکن گر بر آیی دل به دست آری مرا
ای که هستی از دل گم گشته کم دیدار تر
نقطه دور از خط ندارد از قبول دل رقم
گشته از خط نقطه ی خال توخوش پرگار تر
سلک گوهر شد مرا نال قلم تا دیده ام
کلک نواب وحید از ابر گوهر بارتر
دل کجا نورس تواند جست از دامش که هست
تیغ ناز از چشم و از مژگان نگه خونخوارتر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت تحت تأثیر عشق و زیبایی معشوق است. او از تأثیر برق چهره محبوب سخن میگوید و ارتباط بین عشق و زیبایی را با مثالی از چشم و دل بیان میکند. معشوق، با چهرهای خوشنقش و نازکناز، ضمن استفاده از استعاراتی مانند آب و حباب، به تصویر کشیده میشود. شاعر همچنین از توانایی معشوق در تسخیر دلها و تأثیر عمیق او بر احساسات و افکار خود میگوید و میفهماند که چگونه عشق میتواند آدمی را از خود بیخود کند. در انتها، وی به ناگزیری دل در دام عشق و زیبایی اشاره میکند و به حقیقت تلخی که در این جذابیت نهفته است، تأکید میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می شود در وسمه ابروی بتان خونخوارتر
درنیام این تیغ خونریزست بی زنهارتر
دور عیش مرکز از پرگار میگردد تمام
شد ز خط عنبرین آن خال خوش پرگارتر
باده ممزوج را زور شراب صرف نیست
[...]
میکند لطفی، ز بیرحمی بسی خونخوار تر
میزند حرفی، ز خاموشی ولی هموار تر
مهربانیهای آن نا مهربان را دیده ام
نیست در گفتارش از دشنام بی آزار تر
دیده ام گلهای صحرای جهان را یک بیک
[...]
دود آهم شد به لب از برق آتشبارتر
چشم داغم باشد از بخت نگه بیدارتر
ترک این دور است از تاجیک چون پرکارتر
ترک چشم از دزد خالش دیده ام عیار تر
تیغ بازد گر نیارد جوهر کاری به دست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.