گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
سیر زبان درازی مژگان یار کن
ریحان خط لب رقم دخل بوسه است
توجیه برگ عیش در این نوبهار کن
ای دل گرفته تنگ به ما خال کنج لب
ز آن هندو این دو قطعه شکر را شکار کن
مجموعه ی بهار دهد عرض در بغل
چون غنچه سیر چاک گریبان یار کن
از درد عشق تازه شود روح را حیات
مرهم به زخم دل ز خط مشکبار کن
از هر گلی تو را صدف رنگ داده اند
در نقش کار دل قلم از نوک خار کن
آیینه چون شکست شود محشر جمال
زنهار دل شکسته تر از زلف یار کن
منظور دار عاقبت کار چشم من
خود را اسیر نرگس دنباله دار کن
سر رشته ای ز حسن دست آر چون نگاه
مژگان چو تار شمع تجلی نگار کن
نظاره بر مدار ز روی مزلفش
روشن سواد مصحف خط غبار کن
نورس شهید نرگس مستی است شام مرگ
او را ز جام باده چراغ مزار کن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای تیغ شاه موسم کارست کار کن
وز خون کنار خاک چو دریا کنار کن
چون نام شهریار کن ایام شهریار
یک سر زمانه بر اثر شهریار کن
از بهر عون و نصرت دین حیدرست شاه
[...]
جانا ، طریق مهر و وفا اختیار کن
با ما بکوی مهر و وفا روزگار کن
بی تو ز اسب شادی و رامش پیاده ایم
ما را بر اسب شادی و رامش سوار کن
ای بی قرار کرده دل من چو ذلف خویش
[...]
چون باد، خیز و آتش پیگار برافروز
چون ابر، و روز ظفر بی غبار کن
وقت بهار نو صفت نو بهار کن
خانه ز گل چو بتکده قندهار کن
پی بانگار خوش طرب اندر بهار نه
می با نگار خوش طرب اندر بهار کن
مرغ هزار بانگ برآرد به شاخ گل
[...]
وصلست و هجر، آنچه بهست اختیار کن
دانی که وقت می گذرد عزم کار کن
اول چو چرخ گرد زمین و زمان برآی
وآنگه چو قطب گرد خود آخر مدار کن
گیتی شکارگاه سعادت نهاده اند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.