گنجور

 
نورس دماوندی

از نشأه‌ی جور تو دلم مست مدام است

بر من خط بیداد تو گویی خط جام است

ای شاخ رز از شوخی هر جلوه‌ی نازت

سیماب شد اجزای زمین این چه خرام است

آلوده به مصحف نکشد دست از آن رو

بر بوالهوسان فیض لقای تو حرام است

هر جنبش ابروی تو را شیوه‌ی خاصی است

هر چند که کج بازی مژگان تو عام است

وسعتکده‌ی عالم خاکم چه نماید

چون دایره‌ی چرخ مرا حلقه‌ی دام است

بر سر گل ناکالی‌ات از نشأه‌ی باقی است

چندان که تو را گردش افلاک به کام است

گرم طلب جاهی و داری طمع قرب

پختی هوس چند و خیالت همه خام است

از بس که خطر دیده‌ام از دیدن مردم

پیش نظرم چشم گشودن لب بام است

نورس چه خراشی ز پی نام دل ریش

چون روی نگین محو خراش از ره نام است

 
 
 
سعدی

بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است

ای مجلسیان راه خرابات کدام است

هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند

ما را غمت ای ماه پری‌چهره تمام است

برخیز که در سایهٔ سروی بنشینیم

[...]

امیرخسرو دهلوی

ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است

عالم به مراد دل و اقبال غلام است

صیدی که دل خلق جهان بود به دامش

المنت لله که امروز به دام است

چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلت

[...]

ابن یمین

رویت که ازو عالم خوبی بنظام است

چشم بد از و دور یکی ماه تمام است

نی نی غلطم مه که و خورشید چه باشد

خورشید کنیز است ترا ماه غلام است

یک بنده روی رخت غره صبح است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
کمال خجندی

ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است

در مذهب ما مذهب ناموس حرام است

گو خلق بدانید که پیوسته فلان را

رخ بر رخ جانانه و لب بر لب جام است

سجاده نشین عارف و دانا نه که عامی است

[...]

ناصر بخارایی

چون مستی آن نرگس پر فتنه مدام است

گوش من و بانگ نی و دست من و جام است

گر اختر مقصود به ما خوش نبرآید

ما را رخ زیبای تو ماه تمام است

رخسار تو را لالهٔ‌ دل‌سوخته هندوست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه