به نشأه همچو شراب رسیده می آید
چو چشم خویش دگر می کشیده می آید
کشیده دختر رز راز کوچه ی مینا
دماغ دار چو عینک به دیده می آید
به بی خودی مگر او را شکار خودسازم
غزال وحشی ام از خود رمیده می آید
به نیم جنبش مژگان چرا غ دیده ی من
چو طفل اشک به دامن دو دیده می آید
طراوت گلش از اشک سینه چاکان است
گلاب غنچه ی دل ها کشیده می آید
غریب نیست اگر آشنا به چشم آمد
زگریه ام نمک دل چشیده می آید
اگر چو عمر ندارد به بازگشتن میل
غمش به درد دل من رسیده می آید
به یاد روی تو اشکم نه چهره رنگین است
گلی ز گلشن دیدار چیده می آید
جواب رقعه به من گر نیامد از جانان
ز نورس این غزلم را شنیده می آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساساتی عمیق و پیچیده را درباره عشق و دلتنگی به تصویر میکشد. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که مانند شراب روحافزا و گلچهره است که دل را سرمست میکند. دلتنگی و گریهاش ناشی از دوری از معشوق است و اشکهایش به او طراوت و زندهدلی میبخشند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که اگرچه ممکن است محبوب به او پاسخ ندهد، اما یاد و شعرش همیشه در دل او جاری است. احساس غم و شوق او به وضوح در کلماتش نمایان است و عشق را با درد و زیبایی توأم میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.