ای فیض صبح گردهای از آستانهات
خورشید دُرد جام شراب شبانهات
تا زلف مشکبار تو از دست دادهام
دارم هزار چاک به دل همچو شانهات
چون بلبلم در آتش گل جوش میدهی
ای دل کباب گرمی ناز و بهانهات
پیشاند زلف و خال تو در دلبری ز هم
باجی نمیدهند به هم دام و دانه ات
صورت گرفت نقش گرفتاریات به خود
تا گشت خلوت دلم آیینه خانهات
دل دادهای به هم چو خودی یا به خود بگو
حسرت تو را و از نگه عاشقانهات
تا زد ره تو پردهی عشاق همچو گل
در خون طپید بلبل رنگین ترانهات
نورس به رنگ طالب آمل در این چمن
گلهای بوسه ریخته بر آستانهات


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.