گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار
بیضه ی خورشید ماند همچو اخگر درغبار
اشک من چون مهره ی گل درنظر جولان کند
بس که پنهان شد دلم تا دیده ی تر در غبار
آستین بر خاطر افشاند چو یاد طره اش
محشری گردد مرا هر سو مصور در غبار
بس که گرد رشک از او فردوس دارد بر جبین
همچو لعل نوخطان پیچید کوثر در غبار
نامه ی گرد هلال خویش تا انشا کنم
بیستون تمکین شود بال کبوتر درغبار
از دلم گرد کدورت چون فلک پیما شود
می شود چون دانه ی تبسیح اختر در غبار
صافدل را کی مکدر گرد کلفت می کند
از صفا زایل نگردد حسن گوهر در غبار
پیش راه ناله ی من سد اسکندر شود
گر چنین آیینه ی دل می کشد سر در غبار
بس که طوفان می کند نورس ز خاطر گرد غم
چون صدا در سرمه آهم کرد لنگر در غبار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.