ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی
ز چه ره تیر ز مهری ز چه رو رخ ننمایی
باز چون طره بر آشفته و دلگیر زمایی
نه حدیثی نه تبسم نه نگاهی نه ادایی
نه همین سرکش و عاشق کش و خونریز و بلایی
به ادا دشمن دینی به نگه عین جفایی
به کمند خم گیسوی رسا شیر شکاری
به سنان مژه از چشم خرد حلقه ربایی
خواستم چون تو پیاپی نفروشم به شکیبم
هوش چون صبر کند رم ز برم چون تو بیایی
تو که اکسیر حیاتی ز چه غارتگر جانی
تو که رشک مه و مهری ز چه بی مهر و وفایی
چه غرور است که یک دم در پرخاش نبندی
دلت از جنگ نگیرد به سر صلح نیایی
تیرگی از مه و تلخی ز شکر کس نشنیده است
تو چو جان مایه ی لطفی همه بیداد چرایی
خواستم دل به تغافل ز تو غافل بستانم
باز غافل دلم از دست به ساعد بربایی
به هم آمیخته چون شیر و شکر دوری و وصلت
زان به جا نیست دل من که چو جان در همه جایی
تنم از دوری رویت شده چون سایه ی مویت
روم و رفته ام از دست نگارانه بیایی
حائل و پرده کجا مانع دیدار تو باشد
گر چو خورشید به چرخی تو که در خانه ی مایی
واجب الحفظی و در نامه ی اندیشه نگنجی
واجبی زانکه در آیینه ی امکان ننمایی
نورس آتش به رگ جان زده چون رشته ی شمعم
مه امید فروزی صنم حور لقایی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری
[...]
تو چه ترکی تو چه ترکی که به رخ فرّ همایی
ز منت شرم نیاید که به من رخ ننمائی
من بیچاره مسکین که به هجر تو اسیرم
تو خودم باز نپرسی که تو چونی و کجائی
چه شکایت کنم از تو که تو خود نیک شناسی
[...]
مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
و اگر نیز بیایی بروی زود نپایی
هله ای دیده و نورم گه آن شد که بشورم
پی موسی تو طورم شدی از طور کجایی
اگرم خصم بخندد و گرم شحنه ببندد
[...]
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
[...]
گر چه در کوی وفا جا نگرفتی و سرایی
ما نبردیم ز کوی طلبت رخت به جایی
بس خطا بود نگه باز نکردن که گذشتی
مکن اینها، که نکردیم نگاهت به خطایی
بر تن این سر شب و روز از هوس پای تو دارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.