به جوش گرمی بازار دیدهای خود را
از آن به چشم خریدار دیدهای خود را
دمی ز دیده و دل چشم بر نمیداری
در این دو آینه بسیار دیدهای خود را
ز سایهی نگهت رم کنی که ترسیده است
ز خویش چشم تو پُر کار دیدهای خود را
ز خود چو شبنم گل چشم بر نمیداری
که خرمن گل بیخار دیدهای خود را
سراغ خود ز من ای خود پرست میگیری
نهان به خویش گرفتار دیدهای خود را
چو دل به گرد تو چون کاینات میگردند
به رنگ نقطهی پرگار دیدهای خود را
تو طور نورس و آداب را چه میدانی
همیشه بر سر بازار دیدهای خود را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به توصیف نگاه عاشقانه و خودپسندانهی شاعر به خود و عشق میپردازد. شاعر به تصویرگری از خویشتن در آینههای دل و چشم اشاره میکند و از حسرت و زیبایی درونی سخن میگوید. او از ترس و رمیدن از خویش یاد میکند و به تماشای خود و جذابیتهایش در جهان میپردازد. در نهایت، شاعر به نوعی انتقاد از خودپرستی و دلمشغولیهای عشق اشاره میکند و به دانش و آداب عشق اشاره مینماید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.