بر آن لب خال گندم گون نجیب است
عجایب دانه ی آدم فریب است
چه خرم باشد آن خال بناگوش
به هند زلف او اورنگ زیب است
لبش دارد ملاحت تنگ در بر
نمک پیوسته با شکر غریب است
به تقریب نسیم افتد به رویش
مرا گل هم در این گلشن رقیب است
دلی کز جلوه اش زیر و زبر نیست
زآیات محبت بی نصیب است
حیا با مصحف خوش خط رخسار
به مکتب خانه ی نازش ادیب است
قوی عشقم به روز ناتوانی است
دلم را چشم بیمارش طبیب است
به صدر آن زنخدان لعل میگون
سهیلی طالع از بالای سیب است
حیات ماست دور از روی او مرگ
از آن رو جان نورس نا شکیب است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.