تا عذارش نقش آن خطّ زمرّد رنگ بست
صفحه آیینهام از عکس طوطی رنگ بست
چون نگارستان سِحر از خامهی مژگان شوخ
بر هوا موج نگاهش صورت ارژنگ بست
هر سر مو بر تنم فوّارهی بوی گل است
سرو من چون دستهی گل تا کمر را تنگ بست
اشک طوفان مشربم جوش گرانی میزند
کوهسار از موج سیلابم کمر چون سنگ بست
نورسا تا کلک لامع عرصه پیما گشته است
بر زمین از نقش پایش صورت ارژنگ بست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.