گنجور

 
نورس دماوندی

زخم ناسور مرا صبح قیامت مرهم است

بر گل داغ دلم خورشید محشر مرهم است

از نغلطیدن کمر با کوه دارد اتحاد

از نرنجیدن اساس دوستداری محکم است

عیب جاهل یک قلم رسوا چو موی خامه است

بی سخن حسبُ الرَّقَم در حرف نادان مُلزَم است

کس ندارد دوست بر من چو سلیمان زین نگین

مهر خاموشی مرا بر لب چو اسم اعظم است

کم به کار خویش از پر کاری خود آمدیم

بیشتر چیزی که می‌آید به کار ما کم است

رفته و آینده را کیفیت این ساغر دهد

چشم دل اصحاب عبرت را به از جام جم است

سر ز خطّ کار من بیرون نیارد هیچ فرد

چون خط مجنون ز سودا بس که کارم در هم است

دیده‌ام پر فصل فصل انواع هر جنسی که هست

آنچه را من دیده‌ام در دور خود کم آدم است

مستقل نورس ندیدم یک تن از اقلیم عقل

دیده‌ام در هند سودا هر گدایی خرّم است

 
 
گوهر
سعدی

کان کونی اختیار زیرکان عالم است

مذهبی بس با نوا و حرفه‌ای بس معظم است

‌هر که همچون بونواس اندر لواطه نصب شد

‌از غم نفقات و رنج کدخدایی بی‌غم است

‌مرد صادق جز به گرد کون سیمین کی خزد؟

[...]

ابن یمین

یا رب این باغ ارم یا شادیاخ خرم است

یا رب اصطرخ است این یا چشمه سار زمزم است

عکس شاخ یاسمین بر آب اصطرخش ببین

راست گوئی اطلسی نیکو بگوهر معلم است

هر نسیمی کز ریاض راحت افزایش وزد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
سلمان ساوجی

تاج بخش خسروان شاهی کز آب تیغ او

جویبار مملکت پیوسته سبز و خرم است

رای او را زین زر بر پشت صبح اشهب است

قهر او را داغ کین بر ران شام ادهم است

نجم سیار از شهاب تیغ او یک پرتو است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سلمان ساوجی
خیالی بخارایی

گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است

لیک در خوبی ز ابروی تو بسیاری کم است

گرنه دزد نقد قلب ماست زلف شب روَت

از چه معنی اینچنین آشفته حال و درهم است

گوشهٔ خاطر بپرداز ای دل از سودای جان

[...]

جامی

هر پسر کو از پدر لافد نه از فضل و هنر

فی المثل گر دیده را مردم بود نامردم است

شاخ بی بر گرچه باشد از درخت میوه‌دار

چون نیارد میوه بار اندر شمار هیزم است

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه