بس که با دل ناز چشمش التفات از سر گرفت
موج طوفان از محیط حسن چشم تر گرفت
از تکلم رشتهی امّید در گوهر گرفت
لطف جان بیپرده شد تا پرده از رخ برگرفت
گشته زرین رنگ ما زان نرگس نیلوفری
این طلا زان لاجورد آرایش دیگر گرفت
یافت دل در شام زلفش جاه بی اندازهای
قدر دیگر در شب معراج پیغمبر گرفت
در پر طاووس میپیچد نفس را سینهام
صحبت دل بس که با داغ غم او در گرفت
عالمی را روی دل پیداست در گرد خطش
خوش صفا از لطف این آیینه خاکستر گرفت
در ریاض حسن چندانی که نخلش قد کشید
ناوکش جا در حریم سینه بالاتر گرفت
فیض اکسیر است با نظّارهی روشن دلان
آفتاب از پرتو روی زمین در زر گرفت
حرص این سنگین دلان از ریگ روغن میکشید
جذبهی این تشنه چشمان آب از گوهر گرفت
از هوس نورس دل ما ماند در طوفان غم
بادبان کشتی ما مشرب لنگر گرفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون ره اندر برگرفتم دلبرم در برگرفت
جان به دل مشغول گشت و تن ز جان دل برگرفت
خواست تا او پایهای من بگیرد در وداع
پای ها زو در کشیدم دست ها بر سر گرفت
گاه در گردنش دستم همچو چنبر حلقه شد
[...]
یاد باد آن شب که یارم دل ز منزل برگرفت
بار در بست و ره منزلگه دیگرگرفت
تا کشیده رنج داغِ هجر بر جانم نهاد
ناچشیده می خمار مستی اندر سرگرفت
چنبر زلفش ز من بربود چرخ چنبری
[...]
عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
دست ازین مشتی ریاست جوی دون بر سر گرفت
عالم پر گفتگوی و در میان دردی ندید
از در سلمان در آمد دامن بوذر گرفت
اینت بی همت که در بازار صدق و معرفت
[...]
بلعجب بادی است در هنگام مستی باد فقر
کز میان خشک رودی ماهیان تر گرفت
ابتدا غوّاص ترک جان و فرزندان بگفت
پس بدریا در فروشد تا چنین گوهر گرفت
سالها مجنون طوافی کرد در کهسار و دشت
[...]
کار ملک و دین بحمدالله نظام از سرگرفت
مصطفی بطحا گشاد و مرتضی خیبر گرفت
رایت منصور شاه از عون یزدان هر زمان
لشکری دیگر شکست و کشوری دیگر گرفت
خسرو جمشید فر سلطان نظام ملک و دین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.