گنجور

 
نورس دماوندی

ای عرش،طایران تو را آشیانه ای

خورشید و مه ز حلقه ی دام تو دانه ای

از شهر بند لطف تو جنات کوچه ای

از آتش عتاب تو دوزخ زبانه ای

اشباح از هیاکل صنع تو قالبی

ارواح از نوازش لطفت ترانه ای

از نشاه ی خیال تو دل مست بی خودی

بهر خدنگ ناز تو جانها نشانه ای

دریای رحمت تو طرفدار قطره ای

آمرزش تو چهره گشای بهانه ای

از کلک نقشبند تو هر حرف توامی

شاهد به وحدت تو چو فرد و یگانه ای

بر فتح باب مخزن عرفان ز حرف حرف

نطق از تو یافت دسته کلید خزانه ای

شام و سحر ز اشک شفق رنگ در غمت

..............................................انه ای

 
 
گوهر
مجیرالدین بیلقانی

انصاف داده‌ام که به خوبی یگانه‌ای

واندر جهان به حیله و افسون فسانه‌ای

پاکیزه‌تر ز غنچه گل بر بنفشه‌ای

پوشیده‌تر ز دانه در در خزانه‌ای

شاخی است دلبری که تو آن را شکوفه‌ای

[...]

مولانا

ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ای

مقصود حسن توست و دگرها بهانه‌ای

نقاش را اگر ز جمال تو قبله نیست

مقصود او چه بود ز نقشی و خانه‌ای

ای صد هزار شمع نشسته بدین امید

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
امیرخسرو دهلوی

هرروز کآفتاب برآرد زبانه‌ای

بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانه‌ای

نظاره بر رخ تو کنم گر ببینمت

باری ز چاوشان بخورم تازیانه‌ای

از دوستی تو به سر کوی تو نماند

[...]

اوحدی مراغه‌ای

در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای

حاجی چه التفات نمودی به خانه‌ای؟

مرغان آن هوا به زمین چون کنند میل؟

تا در میان دام نبینند دانه‌ای

بویی ز وصل اگر به مشامش نمی‌رسید

[...]

جهان ملک خاتون

مرغ دلم به زلف تو تا ساخت خانه‌ای

یکباره کرد از من مسکین کرانه‌ای

مرغ از برای دانه فتد در کمند شوق

زلفش کمند دل شد و آن خال دانه‌ای

دل بستد از دو دستم و در پای غم فکند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه