گنجور

 
نورس دماوندی

در چمن چون شبنم افشانی بر آن رخسار کرد

صبحدم سرو مرا از خواب گل بیدار کرد

آتشم در جان به گلشن خنده ی گل می زند

یوسفم دل را کباب از گرمی بازار کرد

نقش شد حرف ترحم بر عقیقش چون نگین

در دل جانان خراش ناله از بس کار کرد

آب و تاب شعله حسنی به عکس مدعا

گریه آتشبارم از دل ناله دریا بار کرد

آن که انشا کرده از دریای گل طوفان حسن

بلبلان را همچو کشتی غنچه منقار کرد

نشأه ی وصلش نصیب از دور گردی های ماست

از شکستن توبه می در جام استغفار کرد

خویش را چون دید گلچین از بهار وصل یار

رقص نکهت رنگ گل برطرف آن دستار کرد

می زند موج پری تالاب دیوانخانه ام

بلبل افکار مرا دیباچه ی گلزار کرد

بادل صد چاک شمشیر دو دم هرگز نکرد

آنچه در هر مطلبی با من لب اظهار کرد

نورس از پست و بلندش بسکه در دل عقده داشت

راه ناهموار دولت را به خود هموار کرد

 
 
گوهر
فرخی سیستانی

ماه فروردین جهانرا از در دیدار کرد

ابر فروردین زمین را پر بت فرخار کرد

باد گویی نافه های تبتستان بردرید

باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد

گلبن سرخ آستین صد ره پر یاقوت کرد

[...]

امیرخسرو دهلوی

آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد

دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد

رنج بیداری شبهای غم روشن نبود

خفته بودم پیش ازین، هجر توام بیدار کرد

سجه گر زنار شد بر مشکن، ای پرهیزگار

[...]

امیرعلیشیر نوایی

حسن روی حور جنت را فلک اظهار کرد

چون رخ خوب تو دید از کعبه استغفار کرد

وه چه کافر بود آن کز دیر مست آمد برون

بهر قیدم رشته تسبیح را زنار کرد

باغبان تا کرد تشبیه دهانش غنچه را

[...]

اهلی شیرازی

باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد

عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد

صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد

مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد

در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت

[...]

هلالی جغتایی

شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد

غالبا سوز دل من در دل او کار کرد

حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند

این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد

ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه