مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است
که جزء جزء سخن پیشه شیشه شیشه شراب است
ز لعل مِی کِشی اندیشه شیشه شیشه شراب است
خیال نشأه در این شیشه شیشه شیشه شراب است
حباب قلزم اندیشه شیشه شیشه شراب است
سفینههای سخن پیشه شیشه شیشه شراب است
کلید میکدهی طبع ماست ناخن دقت
که زخم کاری این تیشه شیشه شیشه شراب است
دل پر آبلهام باده کش ز یاد لبی شد
به رنگ نار در این شیشه شیشه شیشه شراب است
ببین که نشاهی لعل لبش چه مرتبه دارد
که از غمش به رگ و ریشه شیشه شیشه شراب است
به دام مستی ما گل کند ز بادهی فکرت
هزار پیشه اندیشه شیشه شیشه شراب است
مده چو شبنم گل ساغر حضور خود از کف
چو غنچه با خس این بیشه شیشه شیشه شراب است
چو کرد خطّ لب می چکان ز نشأهی یادش
غبار خاطر غم پیشه شیشه شیشه شراب است
چو شمع نشأهی هستی است با گداز وجودم
ز شعلهام به رگ و ریشه شیشه شیشه شراب است
توان رساند دِماغ از هزار پیشه کلکم
مرا چو نورس از اندیشه شیشه شیشه شراب است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است
چو دل تنک شد از اندیشه، شیشه شیشه شراب است
ز کاوش جگر فکر، دست باز نداری
که هر شراری ازین تیشه، شیشه شیشه شراب است
عیار چشم غزالان شیر مست چه باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.