گنجور

 
نورس دماوندی

تا به چشمم پرتو شمع جمالش خانه کرد

بال مژگان را نگاهم شهپر پروانه کرد

منزل ما را که طوفان داشت پاس عزتش

زهد خشک از موج نقش بوریا ویرانه کرد

نشأه ای دارد که می گردد سر هامون از او

در جنون سودای اشکم کوه را دیوانه کرد

ابر مژگان از سرشک آسمان پیمای من

اختران را سبز در باغ فلک چون دانه کرد

پنجه ی خورشید چون مشاطه امشب بر فلک

زلف آهم را ز مژگان مسیحا شانه کرد

ساقی بزم ازل نورس چو صاف و دُرد جام

ناز او را با نیاز ما به یک پیمانه کرد

 
 
گوهر
جامی

وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد

آشنا ناگشته از عقل و خرد بیگانه کرد

هر مسلمانی که شکل آن بت بدکیش دید

پشت بر محراب و مسجد روی بر بتخانه کرد

آن که هر جا قصه لیلی و مجنون خواندی

[...]

اهلی شیرازی

پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کرد

هردو عالم را پریشان بر دل دیوانه کرد

روی و مویش فتنه اما چشم او مردم کش است

با شهیدان هرچه کرد آن نرگس مستانه کرد

نام من از گوشه گیری گم چو مجنون گشته بود

[...]

صائب

ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد

این صفیر آتشین جان مرا پروانه کرد

تا قیامت جوهر تیغ زبانها می شود

عشق چون فرهاد و مجنون هر که را افسانه کرد

پیش آن لبها که نی در ناخن شکر شکست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
مجذوب تبریزی

عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد

عشق گل یعنی ببین ما را چه خوش دیوانه کرد

در جوابش ناله قمری ز شاخ سرو گفت

طرفه سروی هم مرا در عاشقی افسانه کرد

خود به خود پروانه‌ای هم در جواب هر دو گفت

[...]

سیدای نسفی

جامه باف امرد خط رخسار خود را شانه کرد

عشقبازان را اصول شانه اش دیوانه کرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه