تا به چشمم پرتو شمع جمالش خانه کرد
بال مژگان را نگاهم شهپر پروانه کرد
منزل ما را که طوفان داشت پاس عزتش
زهد خشک از موج نقش بوریا ویرانه کرد
نشأه ای دارد که می گردد سر هامون از او
در جنون سودای اشکم کوه را دیوانه کرد
ابر مژگان از سرشک آسمان پیمای من
اختران را سبز در باغ فلک چون دانه کرد
پنجه ی خورشید چون مشاطه امشب بر فلک
زلف آهم را ز مژگان مسیحا شانه کرد
ساقی بزم ازل نورس چو صاف و دُرد جام
ناز او را با نیاز ما به یک پیمانه کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد
آشنا ناگشته از عقل و خرد بیگانه کرد
هر مسلمانی که شکل آن بت بدکیش دید
پشت بر محراب و مسجد روی بر بتخانه کرد
آن که هر جا قصه لیلی و مجنون خواندی
[...]
پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کرد
هردو عالم را پریشان بر دل دیوانه کرد
روی و مویش فتنه اما چشم او مردم کش است
با شهیدان هرچه کرد آن نرگس مستانه کرد
نام من از گوشه گیری گم چو مجنون گشته بود
[...]
ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد
این صفیر آتشین جان مرا پروانه کرد
تا قیامت جوهر تیغ زبانها می شود
عشق چون فرهاد و مجنون هر که را افسانه کرد
پیش آن لبها که نی در ناخن شکر شکست
[...]
عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
عشق گل یعنی ببین ما را چه خوش دیوانه کرد
در جوابش ناله قمری ز شاخ سرو گفت
طرفه سروی هم مرا در عاشقی افسانه کرد
خود به خود پروانهای هم در جواب هر دو گفت
[...]
جامه باف امرد خط رخسار خود را شانه کرد
عشقبازان را اصول شانه اش دیوانه کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.