روز وصلش را چو آرم در حساب زندگی
افکنم از جام می کشتی درآب زندگی
جام می بر کف چو شبگون طره را از هم گشود
سایه افکن بر سرم شد آفتاب زندگی
عشق سدی بسته از کوه غمش در راه جان
کی دلم را می برد طوفان آب زندگی
از گل روی عرقناک تو ای آب حیات
مردمک بر چهره افشاند گلاب زندگی
بوسه ای گر از لب تیغ تو می خواهم مرنج
می زند امید ما نقشی بر آب زندگی
وصل گیسوی تو تعبیرش تواند بود و بس
گر مرا عمر ابد آید به خواب زندگی
بر سرم از ساقی تیغ تو منت ها بود
ساغر تن کرد لبریز شراب زندگی
طره در کف می ربایم بوسه ای زان لعل لب
این بود از نسخه ی عمر انتخاب زندگی
بیش از اینم چون دماغ ماجرا با جان نماند
پاک با تیغ تو می سازم حساب زندگی
کاش چون نورس مرا تیغ تو بر دارد ز خاک
جز خمارم نیست در سر از شراب زندگی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جلوه برقی است نور آفتاب زندگی
گردش چشمی است دوران حباب زندگی
از وجود ما گل آلودست این آب زلال
ورنه دردی نیست در جام شراب زندگی
جلوه صبح نشاطش خنده واری بیش نیست
[...]
چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی
عشق عالمسوز، تیغ آفتاب زندگی
خضر از سرچشمهٔ خم بیخبر افتاده است
جوهر می آتش مرگ است و آب زندگی
در قیامت از متاع دین و ایمانم مپرس
[...]
داغ ناسور است سر لوح کتاب زندگی
طره ی آه است طغرای خطاب زندگی
اشک خونین است سرجوش شراب زندگی
آه افسوس است هر بوی کباب زندگی
زندگانی خونی آرام شد سیماب را
[...]
در زمان ما نمیبارد سحاب زندگی
خشک گردیدهست در سرچشمه آب زندگی
از جفای بیحد ایام و گردشهای دهر
گشته کوته رشته عمرم ز تاب زندگی
نیست آسایش به بزم دهر، در مینای تن
[...]
آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
رفتی و در ساغرم خون شد شراب زندگی
خالی از معنی بود این دفتر از هم گو بپاش
همچو اوراق خزان ما را کتاب زندگی
بود عافل از شهادت خضر در ظلمت شتافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.