ای که از شاخ گل آراسته تر می آیی
طرفه آیین بهاری به نظر می آیی
نکهت از غنچه ی تصویر شود چهره گشا
به حجابی که تو از پرده به در می آیی
محو تمکین به سر لطف چو آیی با ما
می توان گفت که چون آب گهر می آیی
شوخ و شرم و رم و الفت و اعراض و نیاز
به هم آمیخته چون شیر و شکر می آیی
شبنم اشک من آیینه ی گلزار تو شد
دیده ام دیده که از باغ نظر می آیی
گرم و تر بس که به چشم دل احباب آیی
در نظر قطره و در سینه شرر می آیی
گر بدانی به چه تلخی گذرانم شب هجر
با بط باده و با شمع و شکر می آیی
این چه تمکین و حجاب است که از راه خیال
در دل و دیده به صدر خون جگر می آیی
یک جهان عجز و نیازش به مدد آمده است
که تو با نورس از این مرتبه بر می آیی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رخ برافروخته دیگر به نظر میآیی
از شکار دلگرم که دگر میآیی؟
از صدف گوهر شهوار نیاید بیرون
به صفایی که تو از خانه به در میآیی
میچکد آب حیات از گل رخسار ترا
[...]
شمع بزمی و چو یوسف به نظر میآیی
از کدام انجمن ای جان پدر می آیی
نیست مرغان چمن را خبر از آمدنت
بس که چون بوی گل و باد سحر میآیی
سرو چون سایه نفس سوخته در دنبالت
[...]
گه به رو میدوی و گاه به سر میآیی
نیستی اشک چرا اینهمه تر میآیی
درد فرصت ز هجوم املت باز نداشت
سنگها بسته به دامان شرر میآیی
زین تخیل که فشردهست دماغ هوست
[...]
باز سرگرمتر از رقص شرر میآئی
شعلهسان بر زده دامن به کمر میآئی
عرق آلودهتر از لاله تر میآئی
رخ برافروخته دیگر به نظر میآئی
کو بشیری که بگوید ز سفر میآیی
خرم آن روز که بینم تو ز در میآیی
مردم دیده نیابد به نظر مردم را
تو پری مردم چشم و به نظر میآیی
سرخوش از وصل زلیخا و عزیزی در مصر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.