حمایل حلقهی دام است این زیورپرستان را
پر از اخگر چو مجمر جیب شد گوهرپرستان را
گل دستار باشد ترک تارک سرپرستان را
فلک بر تخته میبندد کلاه افسر پرستان را
چو برگردد ورق از فرد اول میشود ظاهر
رسوم حقشناسی نیست این دفتر پرستان را
ز آزادی فراغ بال آرایش طلب دارد
که از تن رُسته چون رگ دام بال و پر پرستان را
کند بیپرده گل از بدرهی هر غنچه این معنی
نباشد خردهای جز عقدهی دل زر پرستان را
کجا یک دل غمش را میتواند خانه خواه آمد
به دستآوردن دل باب شد دلبر پرستان را
ندارد رنگی از اسلام معنی مایل صورت
که رسم بتپرستی باشد این پیکر پرستان را
سیه روزی نمیبینند از خال لبش روزی
سعادت نیست در طالع مگر اختر پرستان را
چون میرانی وجود کثرت است از صاحب وحدت
بگو اندیشهای از وحدتم شکّر پرستان را
حدیث خاک پای آن بهشتی رو چو سر کردم
ز خجلت آب شد بر لب نفس کوثر پرستان را
پی باران رحمت نامهی اعمال در محشر
گُل ابر است پنداری به کف ساغر پرستان را
ز شهد انگیزی لفظ معانی پرور نورس
حلاوت زهر پالا شد به لب شکّر پرستان را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ ناپایداری دنیا و ظواهر فریبندهٔ آن است. شاعر به نقد زیباییها و زینتهای دنیوی میپردازد که باعث گمراهی انسانها شدهاند. او تأکید میکند که وفاداری به ارزشهای واقعی و معنوی مهمتر از ظاهر و زیورهای فریبنده است. در این شعر، از نمادهای مختلفی مانند گل، کلاه و دستار استفاده میشود تا پیوند بین زیباییهای ظاهری و باطنی را به چالش بکشد. همچنین اشاره به نیاز انسان به آزادی و احساس تعلق به عمق رابطهها دارد. در نهایت، شاعر به وحدت و ارزشهای معنوی اشاره میکند و ضرورت دوری از بتپرستی را خاطرنشان میسازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.