تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد
چون رگ ماهی زنی خون سمندر می چکد
لعل آتش رنگ او موج لطافت می زند
از کف خاکستر من آب گوهر می چکد
بس که دارد چون پری در شیشه شور رستخیز
گر فشارم غنچه ی دل خون محشر می چکد
تافرستم شعله ی آهی به سیر آسمان
چون عرق از چهره ی افلاک اختر می چکد
گر دم از صهبای لعل آن بهشتی رو زند
از رگ مژگان غیرت خون کوثر می چکد
تا نویسم نامه ای ز آتش زبانی های دل
اخگر حل کرده از بال کبوتر می چکد
گل فروز باده نورس تا سهیل لعل اوست
آبروی نشاه از سیمای ساغر می چکد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عواطف عمیق و پیچیده خود میپردازد و از احساساتی چون عشق، درد و زیبایی سخن میگوید. او با استعارههای دلنشین، اشک و رنج خود را به جریان دریا تشبیه میکند و نشان میدهد که چگونه این احساسات درونش به صورت مایع و زنده جاری است. همچنین اشاره به زیبایی هنرمندانه و دلانگیز معشوقهاش، و رابطهی عمیق بین احساسات و عناصر طبیعی، از جمله آتش و آب، به وضوح در متن محسوس است. در نهایت، شاعر به دنبال ابراز شور و شوق خود از عشق و هنر است که در آن جوهر وجودش متجلی میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد
چون سخن می گوئی از لعل تو گوهر می چکد
زان لب شیرین چو می آرم حدیثی در قلم
از نی کلکم نظر کن کاب شکّر می چکد
دامن گردون پر از خون جگر بینم به صبح
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.