بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ
از جنون من نماند سنگ بر بالای سنگ
غنچه ی باغ حیا را خنده رنگین جلوه است
از تبسم ریخت لعلش رنگ بر بالای رنگ
یاد آن تنگ دهان از اشک گرمم ریخته است
چون شکر خنداب او تنگ بر بالای تنگ
شبنم اشک ندامت رنگ از دل می برد
بی نم این آیینه دارد زنگ بر بالای زنگ
بی حفاظ از باده و دشنام می آید به جوش
شد هنر بهره نواحش سنگ بر بالای سنگ
هر دم از نیرنگ نازش جلوه ی دیگر کند
رنگ دیگر گل کند از رنگ بر بالای رنگ
تن زد از دستان نورس در گلستان عندلیب
زهره هم دارد ز چنگش جنگ بر بالای چنگ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.