گنجور

 
نورس دماوندی

بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ

از جنون من نماند سنگ بر بالای سنگ

غنچه ی باغ حیا را خنده رنگین جلوه است

از تبسم ریخت لعلش رنگ بر بالای رنگ

یاد آن تنگ دهان از اشک گرمم ریخته است

چون شکر خنداب او تنگ بر بالای تنگ

شبنم اشک ندامت رنگ از دل می برد

بی نم این آیینه دارد زنگ بر بالای زنگ

بی حفاظ از باده و دشنام می آید به جوش

شد هنر بهره نواحش سنگ بر بالای سنگ

هر دم از نیرنگ نازش جلوه ی دیگر کند

رنگ دیگر گل کند از رنگ بر بالای رنگ

تن زد از دستان نورس در گلستان عندلیب

زهره هم دارد ز چنگش جنگ بر بالای چنگ

 
 
گوهر
عنصری

از دل و پشت مبارز می بر آید صد تراک

کز زه عالی کمان خسرو آید یک ترنگ

عسجدی

یاسمن آمد بمجلس، با بنفشه دست سود

حمله کردند و شکسته شد، سپاه با درنگ

با سماع چنگ باش، از چاشتگه تا آن زمان

کز فلک پروین برآید همچو سیمین شفترنگ

از دل و پشت مبارز، می برآید صد تراک

[...]

منوچهری

بینی آن ترکی که او چون برزند بر چنگ، چنگ

از دل ابدال بگریزد به صد فرسنگ، سنگ

بگسلد بر اسب عشق عاشقان بر تنگ صبر

چون کشد بر اسب خویش از موی اسب او تنگ تنگ

چنگ او در چنگ او همچون خمیده عاشقی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
قطران تبریزی

ای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ

زنگ بزدا از دل عاشق ببکمازی چو زنگ

آنکه رومی آرزو کرده عطایش چون عرب

آنکه ترکی آرزو کرده بساطش همچو زنگ

مادرش بوده است همچون زنگی زنگارگون

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
امیر معزی

آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگ

زلف پربند و شکنج و چشم پرنیرنگ و رنگ

لؤلؤ اندر لاله پنهان داشت چون رویم بدید

چنگ را بر لاله زد لؤلؤ و برهم سود چنگ

گفت مهر از من‌ گسستی با تو جای جنگ هست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه