چتر مژگان سیاهش نگرید
دست تاراج نگاهش نگرید
ظلمت و نور مصاحب شده اید
خط ورخسار چو ماهش نگرید
مهر طالع شده از برج جمل
عارض و طرف کلاهش نگرید
همچو شمعم رگ جان می سوزد
برق شمشیر نگاهش نگرید
شاهد آیینه گرفتار خود است
جوهر شعله ی آهش نگرید
داغ حرمان سویدای دلم
خال خورشید پناهش نگرید
نورس از خط اثری پیدا شد
حُسن را گرد سیاهش نگرید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روی ناشسته چو ماهش نگرید
چشم بیسرمه سیاهش نگرید
بر سر سرو ملایم حرکات
جنبش پر کلاهش نگرید
نگهش با من و رویش با غیر
[...]
به من از ناز نگاهش نگرید
نگه گاه به گاهش نگرید
رخ او چون گل و خطش چو گیاه
گل این باغ و گیاهش نگرید
لشکر انگیخته عشقم از اشک
[...]
ماه، بر روی چو ماهش نگرید
فتنه در چشم سیاهش نگرید
گرد عارض، خط شیرین بینید؛
کنج لب، خال سیاهش نگرید
میرود، وز پی او دلشدگان
[...]
ماه در زلف سیاهش نگرید
در شب تیره بماهش نگرید
کعبه حاجی بشناسد زحجر
زیر مو خال سیاهش نگرید
زد علم خطت و حسنت بگریخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.