گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین
می کشد عجزم همان چون سیل پهلو بر زمین
سبزه اش تا دامن محشر چلیپایی دمد
افکند گر سایه آن زنار گیسو بر زمین
چون میان نازک جانان ز ضعف تن مرا
خانه ی چینی نما شد سایه ی مو بر زمین
می کند روشن چراغ نخل ایمن را غبار
پرتو افکن شد مگر آن آتشین رو بر زمین
مهر کف خاکی به من عرض قیامت می کند
سایه تا افتاد از آن شمشاد دلجو بر زمین
گر به برج دلبری ما هم به این میزان رود
افکند مهر از سبک سنگی ترازو بر زمین
من که دارم گردن از موی کمر باریک تر
می زنم چون کوه زیر تیغ، زانو بر زمین
بوی مشک آید اگر بی خواستن باشد گذشت
زین گذشتن می گذارد نافه آهو بر زمین
پایه ی معراج من چون نورس از افتادگی است
آورد گر پشت گردون زور یا زر بر زمین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تقابل عشق و ضعف خود در برابر معشوق میپردازد. او بیان میکند که چگونه عشقش باعث میشود تا در برابر خصلتهای معشوق، احساس ناتوانی و شکست کند. معشوق با زیباییهایش مانند سایهای سبز به زمین تأثیر میگذارد و شاعر ناتوانی و عظمت عشقی که در دل دارد را به تصویر میکشد. همچنین، او با اشاره به فاصلهای که بین خود و معشوق وجود دارد، به درگیریهای درونیاش اشاره میکند و خواستار وصول به این عشق است. در نهایت، شاعر از حس زیبایی و مقدس بودن عشق خود یاد میکند، که حتی در ضعف نیز قدرتی عمیق و معنوی در دلش ایجاد کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.