ترا سامان مهر و ماه باشد
مرا اسباب اشک و آه باشد
به تجویز تبسم آن لب لعل
برات بوسه را تنخواه باشد
تو را گر حسن عالی حضرتی هست
مرا هم عشق عالیجاه باشد
جناغی بسته ای سر بسته با ما
به جان منت اگر دلخواه باشد
مرا از گرمی عزم شکارت
سواد سینه آتشگاه باشد
خدا شاهد بود بر مدعایم
که عشقم با بتان لله باشد
ترا بر صورت و معنی است شاهی
که نورس بنده ی در گاه باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و زیبایی معشوق میپردازد و از حالتهای درونی خود در واژههای اشک و آه سخن میگوید. او با اشاره به تبسم لب معشوق، بوسه را نشانهای از عشق میداند و بر عالیجای عشق و محبت تاکید میکند. شاعر به ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره کرده و از گرما و حرارت عشق سخن میگوید که در دلش شعلهور است. در نهایت، او با ایمان بر عشق خود و زیباییهای معشوق، نعتی از عبودیت و بندگی را در برابر زیبایی معشوق بیان میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همی دانست کاین آن گاه باشد
که ارکانش فرود ماه باشد
کسی را کآن چنان دلخواه باشد
همه جایی تماشاگاه باشد
اگر فرزند من آگاه باشد
مرا فردا شفاعت خواه باشد
مرا اسبیست الحق این چنین اسب
زیان مال و نقص جاه باشد
همه تن استخوان چون اسب عاجست
که در شطرنج جفت شاه باشد
چو دیواریست بر روی بلندی
[...]
بداند، هر که او آگاه باشد
که دلها را به دلها راه باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.