در قند آن دهان شده لب تا کمر نهان
این پسته تنگ بسته بود در شکر نهان
دستار کاکلش نکند از نظر نهان
کی فتنه ای چنین شده در زیر سر نهان
کشور گشا است مهر خموشی چو آفتاب
در موج تیغ فتح بود این سپر نهان
طوفان حسنش از دل ما موج می زند
اعجاز عشق بحر کند در شرر نهان
پیچیده شوخی اش به کمر زلف تابدار
چندین مطول است در این مختصر نهان
جوش سرشک محشر امید گشته است
داریم رستخیز به مژگان تو نهان
گوید چو راز تنگ دهان تو آشکار
گردد چون نیشکر قلمم در شکر نهان
هر جزء من چو دیده و دل محو ذوق توست
هر چند همچو جان شده ای از نظر نهان
از هر نظاره دولت بیدار فتنه را
دارد همای چشم تو در زیر پر نهان
تا بر میان چو گل کمر لعل بسته ای
در خون آرزو شده ای تا کمر نهان
دشوار دیده خصم ز لطف سخن مرا
نورس چو رشته ای که بود در گهر نهان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییها و خصوصیات محبوبش اشاره میکند و از اثرات عشق و زیبایی او بر دل و جان خود میگوید. او تشبیهاتی مانند لبهای شیرین و زلفهای تابدار را به کار میبرد تا عمق محبت و شوقش را به تصویر بکشد. در این میان، راز و رمزهای عشق و زیباییهای پنهان موجود در چهره محبوب، احساسات شدید شاعر را به نمایش میگذارد. شخصیت محبوب به عنوان منبع زیبایی و عشق، بر دل و جان شاعر تأثیر عمیق میگذارد و در انتها، شاعر به غمی پنهان در کنار این زیباییها اشاره میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دارم هزار شعله به داغ جگر نهان
صد دوزخ غم است در این یک شرر نهان
خونریز تر ز چشم بتان مهر خامشی است
باشد هزار تیغ در این یک سپهر نهان
روشن دلیلم از مژه ی گرم خون اوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.