گنجور

قصاید

 
امیر معزی
امیر معزی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع وز نشیب آمد خورشید همی سوی فراز مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ز» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | د | ر | ز | ش | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

شمارهٔ ۱: با نصرت و فتح و ظفر و دولت والا

شمارهٔ ۲: ای کرده فتح و نصرت در مسرق آشکارا

شمارهٔ ۳: ای اصل ملک و دولت ای تاج دین و دنیا

شمارهٔ ۴: ای جهانداری که هستی پادشاهی را سزا

شمارهٔ ۵: آفتاب اندر شرف شد بر جهان فرمانروا

شمارهٔ ۶: ایا ستارهٔ خوبان خَلُّخ و یغما

شمارهٔ ۷: هرکه آن چشم دژم بیند و آن زلف دوتا

شمارهٔ ۸: باز آمد و آورد خزان لشکر سرما

شمارهٔ ۹: آمدگه وداع چو تاریک شد هوا

شمارهٔ ۱۰: برآمد ساج‌گون ابری ز روی ساج‌گون دریا

شمارهٔ ۱۱: ایا سرو قد ترک سیمین قفا

شمارهٔ ۱۲: همیشه باد بقا و سلامت بُت ما

شمارهٔ ۱۳: یافتی بر خوان اگر جویی رضای مرتضا

شمارهٔ ۱۴: باغ شد از ابر پر ز لؤلؤ لالا

شمارهٔ ۱۵: بودم میان خلق یکی مرد پارسا

شمارهٔ ۱۶: طال اللّیالی بَعدَکُم و اَبیَضَّ عَینی مِن بُکا

شمارهٔ ۱۷: هزار شکر کنم دولت مؤیّد را

شمارهٔ ۱۸: گوهری گویا کزو شد دیده پرگوهر مرا

شمارهٔ ۱۹: چو عاشق شد دل و جانم رخ و زلفین جانان را

شمارهٔ ۲۰: دیدم به ره آن نگار خندان را

شمارهٔ ۲۱: تا رای بود نصرت دین ناصر دین را

شمارهٔ ۲۲: ستاره سجده برد طلعت منیر تو را

شمارهٔ ۲۳: سال چون نو گشت فرزند نو آمد شاه را

ب

شمارهٔ ۲۴: چو آ‌تش فلکی شد نهفته زیر حجاب

شمارهٔ ۲۵: بر ماه لاله ‌داری و بر لاله مشک ناب

شمارهٔ ۲۶: به فال فرّخ و عزم درست و رأی صواب

شمارهٔ ۲۷: شدست باغ پر از رشته‌های در خوشاب

شمارهٔ ۲۸: آفتابی را همی ماند رخش عنبر نقاب

شمارهٔ ۲۹: ماه است جام باده و شاه است آفتاب

شمارهٔ ۳۰: نرگس پرخواب او از چشم من بردست خواب

شمارهٔ ۳۱: منت ایزد را که روشن شد ز نور آفتاب

شمارهٔ ۳۲: چون ز بُرج شیر سوی خوشه آمد آفتاب

شمارهٔ ۳۳: اگر نشاط ‌کند دهر واجب‌ است و صواب

شمارهٔ ۳۴: ای زمین را رای تو چون آسمان را آفتاب

شمارهٔ ۳۵: ای زلف و عارض تو به هم ابر و آفتاب

شمارهٔ ۳۶: ز بسکه ماند دل و چشم من در آتش و آب

ت

شمارهٔ ۳۷: آسمان است آن یا عالم پر تصویرست

شمارهٔ ۳۸: ای به عدل تو جهان یافته از جور نجات

شمارهٔ ۳۹: خدای عرش گواه و زمانه آگاه است

شمارهٔ ۴۰: چه سنت است‌ که در شهر زینت زَمَنَ است

شمارهٔ ۴۱: هفت کشور در خط فرمان سلطان سنجرست

شمارهٔ ۴۲: اگرچه ناموران را تفاخر از هنرست

شمارهٔ ۴۳: فرخ آن شاهی که هر ماهیش فتحی دیگرست

شمارهٔ ۴۴: ایام و‌َرد و موسم عید پیمبرست

شمارهٔ ۴۵: ایام نشاط است که عید است و بهار است

شمارهٔ ۴۶: عید ا‌َضْحیٰ رسم و آیین خلیل آزرست

شمارهٔ ۴۷: رای ملک آرای خاتون آفتاب دیگرست

شمارهٔ ۴۸: این چه شادی است‌ که زو در همه عالم خبرست

شمارهٔ ۴۹: زلف و چشم دلبر من لاعِبَ است و ساحرست

شمارهٔ ۵۰: جشن عید اندر شریعت سنت پیغمبرست

شمارهٔ ۵۱: آن‌روی نه روی‌است گل سرخ به‌بارست

شمارهٔ ۵۲: سنگین‌دلی که بر دل احرار قادرست

شمارهٔ ۵۳: ای دلبری که زلف تو دام است و چنبرست

شمارهٔ ۵۴: اگر سرای لباساتیان خرابات است

شمارهٔ ۵۵: ای شده ملک و دین ز کلک تو راست

شمارهٔ ۵۶: بتی‌که قامت او سرو را بماند راست

شمارهٔ ۵۷: یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواست

شمارهٔ ۵۸: خداوندی که تاج دین و دنیاست

شمارهٔ ۵۹: ای خسروی که مشرق و مغرب بهم توراست

شمارهٔ ۶۰: ای صاحب اعلی دل تو عالم اعلاست

شمارهٔ ۶۱: آن خداوندی که او بر پادشاهان پادشاست

شمارهٔ ۶۲: ای سروری‌ که قول تو چون وحی منزل است

شمارهٔ ۶۳: روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است

شمارهٔ ۶۴: از زین‌ دین عراق و خراسان مزین است

شمارهٔ ۶۵: تا هست جهان دولت سلطان جهان است

شمارهٔ ۶۶: سدید ملک ملک عارض خراسان است

شمارهٔ ۶۷: تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است

شمارهٔ ۶۸: چه گوهرست که کانش خُم دَهاقین است

شمارهٔ ۶۹: تاج دنیا و دین خداوند است

شمارهٔ ۷۰: شاه جهان که خسرو فرخنده اخترست

شمارهٔ ۷۱: صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست

شمارهٔ ۷۲: کف دست موسای پیغمبرست

شمارهٔ ۷۳: چه صورت است که بی‌جان بدیع رفتارست

شمارهٔ ۷۴: با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست

شمارهٔ ۷۵: فرخ ملک مشرق مهمان وزیرست

شمارهٔ ۷۶: شاهی که عدل و جود همه روزگار اوست

شمارهٔ ۷۷: ای آفتاب شاهی تخت آسمان توست

شمارهٔ ۷۸: سروی به‌راستی چو تو در جویبار نیست

شمارهٔ ۷۹: هر دل که جای دوستی شهریار نیست

شمارهٔ ۸۰: ذوالجلال‌ است آن‌ که در وصف جلالش بار نیست

شمارهٔ ۸۱: عالم چو بوی عافیت شهریار یافت

شمارهٔ ۸۲: یاد باد آن شب‌ که یارم دل ز منزل برگرفت

شمارهٔ ۸۳: هر نور و هر نظام که ملک جهان‌ گرفت

د

شمارهٔ ۸۴: خسروا می خور که خرم جشن افریدون رسید

شمارهٔ ۸۵: چون خُلد شد خراسان با شادی مُخلٌد

شمارهٔ ۸۶: تا جهان باشد خداوند جهان خاتون بود

شمارهٔ ۸۷: ماه‌کند بر فلک ستایش آن خَدّ

شمارهٔ ۸۸: به فال فرخ و روز مبارک از بغداد

شمارهٔ ۸۹: ای شاد ز تو خلق و تو از دولت خود شاد

شمارهٔ ۹۰: از دولت عالی به سعادت ستدم داد

شمارهٔ ۹۱: در معزالدین ملکشاه آفتاب دین و داد

شمارهٔ ۹۲: خلعت سلطان عالم آفتاب دین و داد

شمارهٔ ۹۳: ای آمده ناگه به نشابور ز بغداد

شمارهٔ ۹۴: به گل یاسمن دوش پیغام داد

شمارهٔ ۹۵: ای صلاح ملک و دین در عالم‌ کون و فساد

شمارهٔ ۹۶: بقای شهریار تاجور باد

شمارهٔ ۹۷: همیشه دولت و اقبال شاه سنجر باد

شمارهٔ ۹۸: جاودان‌گیتی به‌ حکم شاه‌گیتی دار باد

شمارهٔ ۹۹: خدایگان جهانی خدای یار تو باد

شمارهٔ ۱۰۰: عید و آدینه بهم بر پادشا فرخنده باد

شمارهٔ ۱۰۱: دولت و دین را خدای فر و بها داد

شمارهٔ ۱۰۲: دولت موافقان تو را جاه و مال داد

شمارهٔ ۱۰۳: شهی که گوهر و دینار رایگانی داد

شمارهٔ ۱۰۴: هرکس که دل بر آن صنم دلستان نهاد

شمارهٔ ۱۰۵: تا نگار من ز سنبل بر سمن پر چین نهاد

شمارهٔ ۱۰۶: بتی کاو نسبت از نوشاد دارد

شمارهٔ ۱۰۷: ترکی‌که دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد

شمارهٔ ۱۰۸: مَلِک سنجر جهانداری به میراث از پدر دارد

شمارهٔ ۱۰۹: ز مشرق تا حد مشرق شناسد هرکه دین دارد

شمارهٔ ۱۱۰: بتی که او نسب از لعبتان چین دارد

شمارهٔ ۱۱۱: هر روزکه خورشید سر ازکوه برآرد

شمارهٔ ۱۱۲: تا شهریار دادگر آهنگ شام کرد

شمارهٔ ۱۱۳: آن خداوند که آفاق به یک فرمان کرد

شمارهٔ ۱۱۴: ازگل همی نگارم سنبل برآورد

شمارهٔ ۱۱۵: چیست آن‌گوهرکه ارکان دست خمّار آورد

شمارهٔ ۱۱۶: بر گل از سنبل نگارم دام مادام آورد

شمارهٔ ۱۱۷: بهاری ‌کز دو رخسارش همی شمس و قمر خیزد

شمارهٔ ۱۱۸: ز فَرّ باد فروردین جهان چو خلد رضوان شد

شمارهٔ ۱۱۹: شه مشرق ملک سنجر به دارالملک باز آمد

شمارهٔ ۱۲۰: اَلمِنهٔ لله که به‌ اقبال خداوند

شمارهٔ ۱۲۱: ماه من جَزع مرا بر زر عقیق افشان‌کند

شمارهٔ ۱۲۲: ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین‌ کند

شمارهٔ ۱۲۳: این شوخ سواران‌ که دل خلق ستانند

شمارهٔ ۱۲۴: بتان چین و ختن سروران درگاهند

شمارهٔ ۱۲۵: ز بهر عید نگارا همی چه سوزی عود

شمارهٔ ۱۲۶: ایا شهی‌ که چو تو کس ندید و کس نشنود

شمارهٔ ۱۲۷: ماه را ماند که اندر صدرهٔ دیبا بود

شمارهٔ ۱۲۸: اگر چه خرمی عالم از بهار بود

شمارهٔ ۱۲۹: تا دلم عاشق آن لعل شکربار بود

شمارهٔ ۱۳۰: تا بنفشستان جانان گرد لالستان بود

شمارهٔ ۱۳۱: تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بود

شمارهٔ ۱۳۲: روی او ماه است اگر بر ماه مشک افشان بود

شمارهٔ ۱۳۳: تاگه عز بندگآن در دین و در ایمان بود

شمارهٔ ۱۳۴: آمد آن فصلی ‌کزو طبع جهان دیگر شود

شمارهٔ ۱۳۵: ای خداوندی که گر عزم تو بر گردون شود

شمارهٔ ۱۳۶: چیست آن آبی‌ که رخ را گونهٔ آذر دهد

شمارهٔ ۱۳۷: تا شه عالم به بهروزی و پیروزی رسید

شمارهٔ ۱۳۸: جشن خزان به‌خدمت شاه جهان رسید

شمارهٔ ۱۳۹: برمعین دین پیغمبر مبارک باد عید

شمارهٔ ۱۴۰: تا مبارک رایت شاه جهان آمد پدید

شمارهٔ ۱۴۱: گوهر سلجوق کز نور بخارا در رسید

شمارهٔ ۱۴۲: شاه سنجر چون ز میدان جانب ایوان رسید

ر

شمارهٔ ۱۴۳: بنازد جان اسکندر به سلطان جهان سنجر

شمارهٔ ۱۴۴: ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفر

شمارهٔ ۱۴۵: اگر ندیدی در مشک تابدار قمر

شمارهٔ ۱۴۶: قمر شد با سر زلفش مقامر

شمارهٔ ۱۴۷: فرخنده باد عید شهنشاه دادگر

شمارهٔ ۱۴۸: رمضان شد چو غریبان به سفر بار دگر

شمارهٔ ۱۴۹: نه بود و نه هست و نه باشد دگر

شمارهٔ ۱۵۰: کس ندید و کس نخواهد دید تا محشر دگر

شمارهٔ ۱۵۱: باز آمد از شکار به پیروزی و ظفر

شمارهٔ ۱۵۲: عید عرب و سنت و آیین پیمبر

شمارهٔ ۱۵۳: مانَد به صنوبر قدِ آن تُرکِ سَمَن‌ بر

شمارهٔ ۱۵۴: به‌گوش بر منه ای ترک زلف تافته سر

شمارهٔ ۱۵۵: جهان خواهد شد از خوبی چنان تا هفته دیگر

شمارهٔ ۱۵۶: بردیم ماه روزه به نیک اختری به‌سر

شمارهٔ ۱۵۷: همیشه پرشکن است آن دو زلف حلقه‌ پذیر

شمارهٔ ۱۵۸: تا ز یاقوت و زبرجد گیتی است و سیم و زر

شمارهٔ ۱۵۹: چو آفتاب و مَه است آن نگار سیمین‌بر

شمارهٔ ۱۶۰: کردگار دادگر هر ماه بر فتحی دگر

شمارهٔ ۱۶۱: به فرخی و خوشی بر خدایگان بشر

شمارهٔ ۱۶۲: زلف سیه تو ای بت دلبر

شمارهٔ ۱۶۳: فرخنده باد و میمون این مجلس منور

شمارهٔ ۱۶۴: خدای هر چه دهد بنده را ز فتح و ظفر

شمارهٔ ۱۶۵: بر طرف مه از عنبر چنبر کشد آن دلبر

شمارهٔ ۱۶۶: ای شه پیروزبخت ای خسرو پیروزگر

شمارهٔ ۱۶۷: آن مشک تابدار چه چیز است بر قمر

شمارهٔ ۱۶۸: رای خاقان معظم شهریار دا‌دگر

شمارهٔ ۱۶۹: هرکس ‌که دید چهرهٔ آن ترک سیمبر

شمارهٔ ۱۷۰: شمسِ ملوکِ عالم، شهزادهٔ مظفر

شمارهٔ ۱۷۱: فری عید مسلمانان و فرخ جشن پیغمبر

شمارهٔ ۱۷۲: گر نکشی سر ز برم ای پسر

شمارهٔ ۱۷۳: عشق آن سنگین دل سیمین‌بر زرین‌کمر

شمارهٔ ۱۷۴: سوگند خورده‌ام به سر زلف آن پسر

شمارهٔ ۱۷۵: آن شمع چه شمع است که برنامه و دفتر

شمارهٔ ۱۷۶: ای ز روی تو جهان را همه فیروزی و فر

شمارهٔ ۱۷۷: صد زره دارد ز سنبل بر گل آن شیرین پسر

شمارهٔ ۱۷۸: ای رفته مدتی به سعادت سوی سفر

شمارهٔ ۱۷۹: تهنیت‌ گویند شاهان را به جشن نامور

شمارهٔ ۱۸۰: چه‌ گویی اندرین چرخ مُدور

شمارهٔ ۱۸۱: چو بشنید فرخنده عید پیمبر

شمارهٔ ۱۸۲: زین مبارک‌تر به عمر اندر نباشد روزگار

شمارهٔ ۱۸۳: ای ز دارٍُالملک رفته مدتی سوی سفر

شمارهٔ ۱۸۴: آفرین بر خسروی‌ کاو را چنین باشد وزیر

شمارهٔ ۱۸۵: گر چه آمد داستان خسرو شیرین به سر

شمارهٔ ۱۸۶: چون شمردم در سفر یک نیمه از ماه صفر

شمارهٔ ۱۸۷: عزیزست و پاینده دین پیمبر

شمارهٔ ۱۸۸: صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر

شمارهٔ ۱۸۹: گفتم به عقل دوش‌ که یا اَحسَن‌الصُّور

شمارهٔ ۱۹۰: همیشه بر گل و نسرین دو زلف آن بت دلبر

شمارهٔ ۱۹۱: سوال کردم از اقبال دوش وقت سحر

شمارهٔ ۱۹۲: عاشق آنم‌که عنابش همی بارد شکر

شمارهٔ ۱۹۳: شغل دولت بی‌خطر شدکار ملت با خطر

شمارهٔ ۱۹۴: در هر چمن از گردش خورشید منور

شمارهٔ ۱۹۵: گر ز حضرت به‌ سوی خلد برین رفت پدر

شمارهٔ ۱۹۶: ماه تابان دیده‌ای تابان ز سرو جانور

شمارهٔ ۱۹۷: ایا نوشته هنرنامه‌ها فزون ز هزار

شمارهٔ ۱۹۸: بر فتح همی دور کند گنبد دوار

شمارهٔ ۱۹۹: ای آمده ز مشرق پیروز و کامکار

شمارهٔ ۲۰۰: تا باغ زرد روی شد از گشت روزگار

شمارهٔ ۲۰۱: تا خزان زد خیمهٔ کافورگون در کوهسار

شمارهٔ ۲۰۲: مشک و شنگرف است‌ گویی بیخته بر کوهسار

شمارهٔ ۲۰۳: تا که جز یزدان به عالم در نباشد کردگار

شمارهٔ ۲۰۴: آهن و نی جون پدید آمد ز صنع‌کردگار

شمارهٔ ۲۰۵: توانگری و جوانی و عشق و بوی بهار

شمارهٔ ۲۰۶: چون عقیق آبدارست وکمند تابدار

شمارهٔ ۲۰۷: مستی و عاشقی و جوانی و نوبهار

شمارهٔ ۲۰۸: چه جوهر است ‌که آن را ز آهن است حصار

شمارهٔ ۲۰۹: مبارک آمد بازی بدیع طرفه شکار

شمارهٔ ۲۱۰: ای جهان را از قوام‌الدین مبارک یادگار

شمارهٔ ۲۱۱: بازآمد از سفر به حضر صدر روزگار

شمارهٔ ۲۱۲: چون شمردم یازده منزل ز راه روزگار

شمارهٔ ۲۱۳: این مهرگان فرخ و جشن بزرگوار

شمارهٔ ۲۱۴: از هیبت شمشیر تو ای شاه جهاندار

شمارهٔ ۲۱۵: هرکه را باشد ز دولت بخت نیک آموزگار

شمارهٔ ۲۱۶: امسال در آفاق دو عید است به یک بار

شمارهٔ ۲۱۷: چیست آن‌ کوه زمین‌پیما و باد راهوار

شمارهٔ ۲۱۸: ای تاج دین و دنیا ای فخر روزگار

شمارهٔ ۲۱۹: بی‌روح پیکری است‌ گه جنگ جان شکار

شمارهٔ ۲۲۰: چون وزارت یافت صدر روزگار از شهریار

شمارهٔ ۲۲۱: راز نهان خویش جهان کرد آشکار

شمارهٔ ۲۲۲: پوشیده نیست واقعهٔ تیر شهریار

شمارهٔ ۲۲۳: چون ز سلطانان گیتی شهریاراست اختیار

شمارهٔ ۲۲۴: حَبَّذا این باغ خرم وین همایون روزگار

شمارهٔ ۲۲۵: تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار

شمارهٔ ۲۲۶: هر جهانداری که باشد رای او سوی شک‌ار

شمارهٔ ۲۲۷: دل بی‌قرار دارم از آن زلف بی‌قرار

شمارهٔ ۲۲۸: تا باد خزان حُلّه برون کرد ز گلزار

شمارهٔ ۲۲۹: ای جوان دولت جهاندار ای همایون شهریار

شمارهٔ ۲۳۰: آن زلف مشکبار بر آن روی چون نگار

شمارهٔ ۲۳۱: دیدم شبی به خواب درختی بزرگوار

شمارهٔ ۲۳۲: چون عقیق آبدار است و کمند تابدار

شمارهٔ ۲۳۳: هست شکر بار یاقوت تو ای عیار یار

شمارهٔ ۲۳۴: بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار

شمارهٔ ۲۳۵: تا طَیْلسان سبز برافکند جویبار

شمارهٔ ۲۳۶: تا خزان زد خیمهٔ‌ کافورگون بر کوهسار

شمارهٔ ۲۳۷: شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار

شمارهٔ ۲۳۸: گل و مَه است همانا شکفته عارض یار

شمارهٔ ۲۳۹: ربود از دلم آن زلف بی‌قرار، قرار

شمارهٔ ۲۴۰: ای پرنگار گشته ز تو ‌دور روزگار

شمارهٔ ۲۴۱: آسمان بی مدار است این حصار استوار

شمارهٔ ۲۴۲: الا ای گردش گردون دوّار

شمارهٔ ۲۴۳: زان دو رشته دُرّ مکنون زان دو لعل آبدار

شمارهٔ ۲۴۴: شادیم و کامکار که شاد است و کامکار

شمارهٔ ۲۴۵: از بهر وفاداری آمد بر من یار

شمارهٔ ۲۴۶: خیمه‌ها بین زده به صحرا بر

شمارهٔ ۲۴۷: ای تازه‌ تر از برک گل تازه به بر بر

شمارهٔ ۲۴۸: ترک نزاید چنو به کاشغر اندر

شمارهٔ ۲۴۹: دو شب‌ گویی که یکجای است‌ گرد یک بهار اندر

شمارهٔ ۲۵۰: برآورد دولت جهانی دگر

شمارهٔ ۲۵۱: با نصرت و فتح و ظفر آمد به نشابور

شمارهٔ ۲۵۲: ای امیر مظفر منصور

شمارهٔ ۲۵۳: تا رایت منصور تو ای خسرو منصور

شمارهٔ ۲۵۴: از رایت منصور تو ای خسرو منصور

شمارهٔ ۲۵۵: هرگز که شنیدست چنین بزم ‌و چنین سور

شمارهٔ ۲۵۶: از خلد گرفت بوستان نور

شمارهٔ ۲۵۷: پیر شد طبع جهان از گردش‌ گردون پیر

شمارهٔ ۲۵۸: همی بنازد تیغ و نگین و تاج و سریر

شمارهٔ ۲۵۹: کنون‌ که خور به ترازو رسید و آمد تیر

شمارهٔ ۲۶۰: پیام دادم نزدیک آن بت کشمیر

شمارهٔ ۲۶۱: ای چو جد و پدر اندر خور دیهیم و سریر

شمارهٔ ۲۶۲: ز بهر تهنیت عید پیش من شبگیر

شمارهٔ ۲۶۳: چه پیکرست ز تیر سپهر یافته تیر

ز

شمارهٔ ۲۶۴: عید و آدینه بهٔک بار رسیدند فراز

ش

شمارهٔ ۲۶۵: همی جویم نگاری را که دارم چون دل و جانش

شمارهٔ ۲۶۶: این منم یافته مقصود و مراد دل خویش

شمارهٔ ۲۶۷: ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش

شمارهٔ ۲۶۸: تا روزگار خویش بریدیم ز یار خویش

شمارهٔ ۲۶۹: ای سیمتن مکن تن من چون میان خویش

ف

شمارهٔ ۲۷۰: روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف

ق

شمارهٔ ۲۷۱: ای یافته اسلام به اقبال تو رونق

شمارهٔ ۲۷۲: چرا همی بگزینی تو بر وصال فراق

شمارهٔ ۲۷۳: خدایگان وزیران تویی به استحقاق

ک

شمارهٔ ۲۷۴: آمد به ‌فرخی و سعادت به دار ملک

شمارهٔ ۲۷۵: نشاط باد همه روزگار فخرالملک

گ

شمارهٔ ۲۷۶: خدایگان جهانی و شاه با فرهنگ

شمارهٔ ۲۷۷: شراب باید و آتش رباب باید و چنگ

شمارهٔ ۲۷۸: آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگ

شمارهٔ ۲۷۹: برکش ای ترک بر اسب طرب و شادی تنگ

ل

شمارهٔ ۲۸۰: ای نگاری‌ که به حسن از تو زند حور مثل

شمارهٔ ۲۸۱: شهی‌که دولت باقی بدوگرفت جلال

شمارهٔ ۲۸۲: عید را با مهرگان هست اتفاق و اتصال

شمارهٔ ۲۸۳: تکاوری که قوی‌تر ز رخش رستم زال

شمارهٔ ۲۸۴: بگذشت مه روزه و آمد مه شوال

شمارهٔ ۲۸۵: به درّ و مشک ز ابر بهار و باد شمال

شمارهٔ ۲۸۶: چند خوانم مدح مخلوقان ز بهر جاه و مال

شمارهٔ ۲۸۷: مرا خیال تو هر شب دهد امید وصال

شمارهٔ ۲۸۸: اهل ملت چون به شب دیدند بر گردون هلال

شمارهٔ ۲۸۹: عاشق بدری شدم کز عشق او گشتم هلال

شمارهٔ ۲۹۰: عزیزکرد مرا باز در محل قبول

شمارهٔ ۲۹۱: رسید عید همایون و روزه کرد رحیل

م

شمارهٔ ۲۹۲: گهی ز مشک زند برگل شگفته رقم

شمارهٔ ۲۹۳: شهی‌ که هست همه عالمش به زیر علم

شمارهٔ ۲۹۴: ز عقدهٔ ذَنب آخر برست شمس عجم

شمارهٔ ۲۹۵: ای قاعدهٔ ملک به فرمان تو محکم

شمارهٔ ۲۹۶: آن چنبر پرحلقه و ان حلقه پرخم

شمارهٔ ۲۹۷: هفت چیز از خسرو عالم همی نازد به هم

شمارهٔ ۲۹۸: موسم عید و لب دجله و بغداد خُرَم

شمارهٔ ۲۹۹: فرخنده باد و خرم نوروز شاه عالم

شمارهٔ ۳۰۰: ایا گرفته عراقین را به نوک قلم

شمارهٔ ۳۰۱: پیش از این بار خدایان و بزرگان عجم

شمارهٔ ۳۰۲: از مشک اگر ندیدی بر پرنیان علم

شمارهٔ ۳۰۳: جاوید ز یادِ خسروِ عالم

شمارهٔ ۳۰۴: ای شهریارِ گیتی ای پادشاهِ عالم

شمارهٔ ۳۰۵: رسید عید و ز قندیل نار داد به جام

شمارهٔ ۳۰۶: هست زلف و دهن و قد تو ای سیم اندام

شمارهٔ ۳۰۷: منت خدای را که برون آمد از غمام

شمارهٔ ۳۰۸: حلم باید مرد را تا کار او گیرد نظام

شمارهٔ ۳۰۹: ای به توفیق و هدایت دین یزدان را قوام

شمارهٔ ۳۱۰: کی توان‌ گفتن که شد ملک شهنشه بی‌نظام

شمارهٔ ۳۱۱: ای ز شاهی و جوانی شاد و از دولت به کام

شمارهٔ ۳۱۲: دوش با سیمین صنوبر در نهان سر داشتم

ن

شمارهٔ ۳۱۳: سزد گر سر فرازد ملک و شایدگر بنازد د‌ین

شمارهٔ ۳۱۴: چون پدید آمد مبارک ماه نو بر آسمان

شمارهٔ ۳۱۵: عَمد‌ا همی‌ نهان کند آن ماه سیم‌تن

شمارهٔ ۳۱۶: چون قوام‌الدین و فخرالدین ندیدم میهمان

شمارهٔ ۳۱۷: نرگس ز نشاط ماه فروردین

شمارهٔ ۳۱۸: ایا ای جوهر علوی گرفته چرخ را دامن

شمارهٔ ۳۱۹: ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من

شمارهٔ ۳۲۰: ای ماه لاله روی من ای سرو سیم‌تن

شمارهٔ ۳۲۱: نباشد اصلی در عشق یار توبه من

شمارهٔ ۳۲۲: ای برشکسته سنبل مشکین به نسترن

شمارهٔ ۳۲۳: خیال صورت جانان شکست توبهٔ من

شمارهٔ ۳۲۴: عید باکوکبهٔ خویش درآمد به جهان

شمارهٔ ۳۲۵: هست آفتاب روی زمین خسرو زمان

شمارهٔ ۳۲۶: آنچه‌ کرد امسال در روم و عرب شاه جهان

شمارهٔ ۳۲۷: چون بهشت است این همایون بزم سلطان جهان

شمارهٔ ۳۲۸: چیست آن دریا که هست از بخشش او در جهان

شمارهٔ ۳۲۹: طبع‌ گیتی سرد گشت از باد فصل مهرگان

شمارهٔ ۳۳۰: زرگری سازد همی باد خزان اندر رزان

شمارهٔ ۳۳۱: جهان به کام تو باد ای خدایگان جهان

شمارهٔ ۳۳۲: رای سلطان معظم خسرو خسرونشان

شمارهٔ ۳۳۳: ای گوهری که سنگ یمانی توراست کان

شمارهٔ ۳۳۴: بشکفت و تازه گشت دگرباره اصفهان

شمارهٔ ۳۳۵: از دورهای گردون وز صنع‌های یزدان

شمارهٔ ۳۳۶: دو گوهرند سزاوار مجلس و میدان

شمارهٔ ۳۳۷: بر قاعدهٔ ملت پیغمبر یزدان

شمارهٔ ۳۳۸: مرا درست شد از آفریدگار جهان

شمارهٔ ۳۳۹: خدایگان جهان شاکر از خدای جهان

شمارهٔ ۳۴۰: چون برآرم به زبان نام خداوند جهان

شمارهٔ ۳۴۱: هر آن عاقل‌که او بندد دل اندر طاعت یزدان

شمارهٔ ۳۴۲: تا فرّ نوبهار بیاراست بوستان

شمارهٔ ۳۴۳: چو لالستان همی بینم شکفته عارض جانان

شمارهٔ ۳۴۴: ای جهانداری که از تو تازه باشد جاودان

شمارهٔ ۳۴۵: معزِّ ِ دین ِ یزدان است سلطان

شمارهٔ ۳۴۶: جاودان باد دولت سلطان

شمارهٔ ۳۴۷: جهان پیر دیگرباره تازه گشت و جوان

شمارهٔ ۳۴۸: از هیبت و نهیب تو ای خسرو جهان

شمارهٔ ۳۴۹: ای شکفته سنبل و شمشاد تو بر ارغوان

شمارهٔ ۳۵۰: هر جهانداری بود پاینده از بخت جوان

شمارهٔ ۳۵۱: سزد گر بشنود توحید یزدان

شمارهٔ ۳۵۲: منت خدای را که به‌فرّ خدایگان

شمارهٔ ۳۵۳: پرنیان بافد همی باد صبا در بوستان

شمارهٔ ۳۵۴: همایون جشن پیغمبر شعار ملت یزدان

شمارهٔ ۳۵۵: تازه و نو شد ز فر باد فروردین جهان

شمارهٔ ۳۵۶: همی تا دولت و ملک است در ایران و در توران

شمارهٔ ۳۵۷: بنگر به صبوح مجلس سلطان

شمارهٔ ۳۵۸: گفتم مرا بوسه ده ای ماهِ دلستان

شمارهٔ ۳۵۹: جهان و هرچه در اوست آشکار و نهان

شمارهٔ ۳۶۰: مریز خون من ای بت به روزگار خزان

شمارهٔ ۳۶۱: شد ز تاثیر سپهر سرکش نامهربان

شمارهٔ ۳۶۲: همان بِه است که امروز خوش خوریم جهان

شمارهٔ ۳۶۳: صنع خدای و عدل وزیر خدایگان

شمارهٔ ۳۶۴: بت من است نگاری‌ که قامت و دل آن

شمارهٔ ۳۶۵: باد نوروزی همه کلّه زند در بوستان

شمارهٔ ۳۶۶: سمن‌ْبری که دلم تنگ ‌کرد هم‌چو دهان

شمارهٔ ۳۶۷: چون نماز شام پروین نور زد بر آسمان

شمارهٔ ۳۶۸: کیمیا دارد مگر با خویشتن باد خزان

شمارهٔ ۳۶۹: خطّ است ‌گرد عارض آن ماه دلستان

شمارهٔ ۳۷۰: آنچه من بر چهره دارم یار دارد در میان

شمارهٔ ۳۷۱: آدینه و صبح و عید قربان

شمارهٔ ۳۷۲: ای دو رخ تو پروین وی دو لب تو مرجان

شمارهٔ ۳۷۳: دوش رفتم به خیمهٔ جانان

شمارهٔ ۳۷۴: از فضل و کفایت ز همه لشکر سلطان

شمارهٔ ۳۷۵: لاغری یار من است از همه خوبان جهان

شمارهٔ ۳۷۶: المنهٔ لله که خورشید خراسان

شمارهٔ ۳۷۷: چون‌کرد پیش‌آهنگ را در زیر محمل ساربان

شمارهٔ ۳۷۸: بوستان شد زرد روی از وصل باد مهرگان

شمارهٔ ۳۷۹: یک امشب زبهر من ای ساربان

شمارهٔ ۳۸۰: به دارالملک باز آمد تن آسان

شمارهٔ ۳۸۱: ماهرویا روی در اقبال دارد بوستان

شمارهٔ ۳۸۲: نوروز بساط نو گسترد به گلزاران

شمارهٔ ۳۸۳: ای شاه تاج‌داران وی تاج شهریاران

شمارهٔ ۳۸۴: نوروز بساط نو گسترد به گلزاران

شمارهٔ ۳۸۵: شدست روز همه خلق فَرّخ و میمون

شمارهٔ ۳۸۶: خدایا دور کن چشم بد از این دولت میمون

شمارهٔ ۳۸۷: جشنی‌ است بس مبارک عیدی‌ است بس همایون

شمارهٔ ۳۸۸: آن غالیه گون‌ زلف بر آن عارض گلگون

شمارهٔ ۳۸۹: صنع یزدان بی‌چگونه و چون

شمارهٔ ۳۹۰: این روزگار فرخ وین موسم همایون

شمارهٔ ۳۹۱: بتی ‌که حور بهشی شود بر او مفتون

شمارهٔ ۳۹۲: یکی جادوست صورت‌گر دلیل گنبد گردون

شمارهٔ ۳۹۳: خدای ماست خداوند آسمان و زمین

شمارهٔ ۳۹۴: جهان را یادگارست از سلاطین

شمارهٔ ۳۹۵: نگار من خط مشکین کشید بر نسرین

شمارهٔ ۳۹۶: شد خراسان به‌سان خلد برین

شمارهٔ ۳۹۷: در زلف تو گویی‌که فکند ای صنم چین

شمارهٔ ۳۹۸: عید قربان و ماه فروردین

شمارهٔ ۳۹۹: ای به ملک و دولت و شاهی سزای آفرین

شمارهٔ ۴۰۰: آمد آن فصلی کز او خرم شود روی زمین

شمارهٔ ۴۰۱: فزود قیمت دینار و قدر دانش و دین

شمارهٔ ۴۰۲: آفرین‌باد آفرین بر خسرو روی زمین

شمارهٔ ۴۰۳: بیافرید خداوند آسمان و زمین

شمارهٔ ۴۰۴: ای ساقی نو آیین پیش آر جام زرین

شمارهٔ ۴۰۵: همچو خورشید فلک روشن همی دارد زمین

شمارهٔ ۴۰۶: زمان چو خلد برین شد زمین چو چرخ برین

شمارهٔ ۴۰۷: ای مبارک فخر امت ای همایون مجددین

شمارهٔ ۴۰۸: از آن دندان چون پروین مرا شد دیده پر پروین

شمارهٔ ۴۰۹: دو محمد آفرید ایزد سزای آفرین

شمارهٔ ۴۱۰: خدایگان زمان است و شهریار زمین

شمارهٔ ۴۱۱: زباغ و راغ به آسیب لشکر تِشرین

شمارهٔ ۴۱۲: تو راست روی چو نسرین تازه‌ ای بت‌چین

شمارهٔ ۴۱۳: آن بت که هست چهرهٔ خور پیش او رهین

شمارهٔ ۴۱۴: همی فرازد دولت همی فزاید دین

شمارهٔ ۴۱۵: زهی خجسته و فرخنده باد فروردین

شمارهٔ ۴۱۶: ایا معزی برهانی این جمال ببین

شمارهٔ ۴۱۷: باد میمون و مبارک بر شه روی زمین

شمارهٔ ۴۱۸: چنانکه ناصر دین هست پادشاه زمین

شمارهٔ ۴۱۹: نگاه کرد خدای اندر آسمان و زمین

و

شمارهٔ ۴۲۰: دو چشم تو هستند فتّان و جادو

شمارهٔ ۴۲۱: سمنبری‌ که فسونگر شدست عبهر او

شمارهٔ ۴۲۲: آن جهانداری که اصل دولت است ایام او

شمارهٔ ۴۲۳: آمد رسول عید و مه روزه نام او

شمارهٔ ۴۲۴: تا دین مصطفی است تو هستی قوام او

شمارهٔ ۴۲۵: ای روزگار ساخته آموزگار تو

شمارهٔ ۴۲۶: ای آسمان مُسَخّر حکمِ روانِ تو

شمارهٔ ۴۲۷: ای تخت و گاه پادشهی جایگاه تو

شمارهٔ ۴۲۸: ای چرخ پیر بندهٔ تدبیر و رای تو

شمارهٔ ۴۲۹: ای صدر دین و نصرت دین در بقای تو

ه

شمارهٔ ۴۳۰: نوبهار و آفتابی ای مبارک پادشاه

شمارهٔ ۴۳۱: گشاده‌روی و میان بسته بامدادِ پگاه

شمارهٔ ۴۳۲: گرفت صدر وزارت جمال و حشمت و جاه

شمارهٔ ۴۳۳: صدهزاران سال میمون باد جشن مهرماه

ی

شمارهٔ ۴۳۴: شاها به خدمت آمد فرخنده مهرگانی

شمارهٔ ۴۳۵: فرخنده باد و میمون بر شاه عیدِ اَضحی

شمارهٔ ۴۳۶: ای تو را بر مه و زهره ز شب تیره ردی

شمارهٔ ۴۳۷: ایا تن تو همه ساله پیش روح فدی

شمارهٔ ۴۳۸: تا به ‌سلامت ‌به حِلّه ‌آمد سَلْمیٰ

شمارهٔ ۴۳۹: هست‌ گویی به حکم بار خدای

شمارهٔ ۴۴۰: شهریارا بر سر دولت نثاری کرده‌ای

شمارهٔ ۴۴۱: آن بت مجلس فروز امروز اگر با ماستی

شمارهٔ ۴۴۲: اگر به داد بود نام شاه دادگری

شمارهٔ ۴۴۳: ای به رخسار و به عارض آفتاب و مشتری

شمارهٔ ۴۴۴: ترک من دارد شکفته گُلستان بر مشتری

شمارهٔ ۴۴۵: گشت تابنده ز گردون معالی قَمَری

شمارهٔ ۴۴۶: ماه است ساقی و قدح باده مشتری

شمارهٔ ۴۴۷: چیست آن رخشنده و پاک و زدوده‌ گوهری

شمارهٔ ۴۴۸: تیره شد ماه خرد بر آسمان مهتری

شمارهٔ ۴۴۹: چون سخن گوید یابم ز دهانش خبری

شمارهٔ ۴۵۰: نبود چون تو مَلِک در جهان جهانداری

شمارهٔ ۴۵۱: ای جُسته جفاکاری جَسته ز وفاداری

شمارهٔ ۴۵۲: ایا شاهی‌که عالم را همی زیر عَلَم داری

شمارهٔ ۴۵۳: ای بر سمن از مشک به عمدا زده خالی

شمارهٔ ۴۵۴: بر هوا ابر بهاری سیم پالاید همی

شمارهٔ ۴۵۵: سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منی

شمارهٔ ۴۵۶: ای زلف دلبر من پربند و پرشکنی

شمارهٔ ۴۵۷: مخوان فسانهٔ افراسیاب تورانی

شمارهٔ ۴۵۸: ایا شهریاری که صاحب قرانی

شمارهٔ ۴۵۹: چو تو ندید و نبیند زمانه سلطانی

شمارهٔ ۴۶۰: شهنشه ملک شاه الب ارسلانی

شمارهٔ ۴۶۱: دلم چون دهان کرد کوچک دهانی

شمارهٔ ۴۶۲: نگارا ماه‌ گردونی سوارا سرو بستانی

شمارهٔ ۴۶۳: رسد هر ساعت از دولت نشانی

شمارهٔ ۴۶۴: دل بری ای زلف جانان و ستم بر جان ‌کنی

شمارهٔ ۴۶۵: ای خداوندی که تاج دین پیغمبر تویی

شمارهٔ ۴۶۶: ای خداوندی که در روی زمین داور تویی