حَبَّذا این باغ خرم وین همایون روزگار
مرحبا این بزم فرخ وین مبارک شهریار
شهریاری جانفزای و روزگاری دلگشای
آنت زیبا شهریار و اینت زیبا روزگار
شاه خورشید است و تختش چون سپهر هفتمین
شاه رضوان است و باغش چون بهشت کردگار
جبرئیل از جنت آوردست گویی این عجب
هر نسیمش را نبات و هر درختش را ثمار
راست گویی روی حوران است و قد نیکوان
هرکجا بینیگل گلزار و سرو جویبار
گر ندارد نسبت از کافور و عنبر پس چراست
باد او عنبرفشان و شاخ او کافور بار
خرم است آن باغ و سلطان اندرو خرم دل است
یُمن دارد بر یمین و یُسر دارد بر یسار
همچنان کاو اختیار است از ملوک شرق و غرب
روزگار او ز ایام ملوک است اختیار
نوبهار و مهرگان در سال یک بارست و بس
شاه را هر روز باشد مهرگان و نوبهار
رحمت ایزد بر آن شاهیکه از شمشیر او
بند شاهی محکم است و اصل دولت استوار
تاکه باشد کوکب وگردون نباشد هر دو را
بی رضای او مسیر و بیمراد او مدار
افتخار خسروان باشد بهدنیا و بهدین
اعزت افزای جهان باشد امیر نامدار
شرق و غرب او راست از بهر صلاح ملک و دین
گه ز شرق آرد اسیر و گه ز غرب آرد شکار
هرکه با فرمان و پیمانش نماید سرکشی
بر زمین آرد سرش گر بر فلک دارد حصار
ای جهانداریکه هستی قبلهٔ هر تاجور
وی شهنشاهی که هستی خسرو هر تاجدار
در جهانداری تویی بر هر چه خواهی کامران
در شهنشاهی تویی بر هرکه خواهی کامکار
هیبت تو نام گمراهان دولت کرد ننگ
دولت تو فخر بدخواهان ملت کرد عار
مهر تو گویی که نیسان است کز ریحان اُنس
دل کند خوشبوی و بر رخ بشکفاند لالهزار
بر کفت گویی که باران است از ابر سخا
نفع او اندر جهان پیدا و ناپیدا شمار
امر تو گویی که ایمان است کز ارباب عقل
هرکه از امرت برون آید شود مقهور و خوار
خشم تو گویی که خذلان است کز اعدای ملک
هرکه را دریابد آنکس زو گردد خاکسار
تا بود گردون گردان هفت و سیارات هفت
تا بود عنصر چهار و طبع گیتی بر چهار
حال و مال و سال و فال و اصل و نسل و تخت و بخت
بر مرادت باد هر هشت ای سرافراز تبار
حال نیکو مال افزون سال فرخ فال سعد
اصل قایم نسل باقی تخت عالی بخت یار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییها و خوشیهای یک باغ و همچنین جلال و شکوه سلطانی میپردازد. او از بهشتگونه بودن این باغ سخن میگوید و آن را به شهرت سلطانی که برکشیدگی و برکت دارد، مرتبط میکند. شاعر به ویژگیهای مثبت سلطانی اشاره میکند که برکت و رحمت ایزدی بر او نازل شده و باعث سعادت و آبادانی سرزمینش شده است. وصف این باغ و سرزمین به گونهای است که نشاندهنده آرامش و خوشبختی است و از قدرت و حکمت سلطانی یاد میشود که بر سرزمینش حکمرانی میکند. در نهایت، شاعر امیدوار است که این نعمتها و برکتها ادامه یابد و همواره در سایهی حکمرانی این پادشاه، زندگی مردم خرم و شاداب باشد.
هوش مصنوعی: این باغ زیبا و این روزگار خوش، بسیار مورد ستایش است. این میهمانی شاد و این پادشاه مبارک، همگی خوشایند و لذتبخش هستند.
هوش مصنوعی: ای شهریار با جانفزای تو و روزگار خوشایندت، تو زیبایی و مایهی دلگرمی من هستی.
هوش مصنوعی: پادشاهی مانند خورشید میتابد و تخت او مانند آسمان هفتم است. او در بهشت جای دارد و باغش چون باغهای بهشت خداوند زیبا و دلانگیز است.
هوش مصنوعی: جبرئیل از بهشت هدیه آورده است، هر نسیمش گیاه و هر درختش میوهای دارد که شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: راستگویی، ویژگی افرادی است که به زیبایی و نیکی مشهورند. هر جا که گل و گیاه و درختان زیبا باشد، حقیقت و صداقت نیز به چشم میآید.
هوش مصنوعی: اگر نسبت و رابطهای با کافور و عنبر ندارد، پس چرا بوی خوشش مثل عطر عنبر است و شاخهاش بوی کافور میدهد؟
هوش مصنوعی: باغی که در آن، شادی و سرزندگی موج میزند، زیبا و خوشایند است. در این باغ، دلِ خوشی و سرور سلطان، باعث برکت و خوشبختی در دو سمت راست و چپ آن میشود.
هوش مصنوعی: همچنان که او در انتخاب و انتخابگری دست دارد از جمله پادشاهان شرق و غرب، دوران وی، انتخابی از روزگار پادشاهان است.
هوش مصنوعی: بهار و جشن مهرگان در سال فقط یک بار برگزار میشود، اما محبت و دوستی شاه هر روز برقرار است.
هوش مصنوعی: خداوند بر آن پادشاه رحمت کند که قدرت و سلطنتش به شمشیر او وابسته است و بنیاد دولت او پایدار است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ستاره و آسمان وجود دارند، هیچکدام از آنها بدون خواست و اراده خدا نمیتوانند حرکت کنند و هیچکدام نمیتوانند به مقصود خود برسند.
هوش مصنوعی: افتخار پادشاهان این است که در دنیا و دین، منشأ عزت باشند و امیرانی که نامدارند، موجب افزایش آزادی و احترام در جهان شوند.
هوش مصنوعی: شرق و غرب به خاطر مصلحت مملکت و دین به کار گرفته شدهاند، گاهی از شرق افرادی را به اسیری میآورد و گاهی از غرب به عنوان شکار بهرهبرداری میکند.
هوش مصنوعی: هرکس که بر خلاف دستورات و وعدههایش رفتار کند، بر روی زمین به سرنوشت بدی دچار میشود، حتی اگر در آسمان نیز خود را محفوظ بداند.
هوش مصنوعی: ای فرمانروای جهانی، تو مقصد و آماج هر پادشاهی هستی. و ای پادشاهی که تو هستی، تو سرور و بزرگمنش هر تاجدار به شمار میروی.
هوش مصنوعی: در رهبری و اداره جهان، تو توانمندی و در پادشاهی، موفقیت و کامیابی در اختیار توست.
هوش مصنوعی: وقتی که تو در میدان ظاهر میشوی، به خاطر قدرت و جلال تو، نام گمراهان به رسمیت شناخته میشود و باعث میشود که بدخواهان به خود ببالند و به افتخار بپردازند. در واقع، این وضع برای تو باعث عار و خجالت است.
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که محبت و زیبایی تو همچون فصل بهار است که از گلها و عطرهای خوشبو الهام گرفته و عشق را از دل میزداید و بر چهره جلوهای شگفتآور میبخشد.
هوش مصنوعی: شخصی با زبانی دلنشین میگوید که باران از ابر بخشندگی میبارد و اثر نیک آن در جهان هم بهروشنی و هم بهخفا وجود دارد.
هوش مصنوعی: حرف تو چون دستوری است که به آن ایمان دارند و هر کس که از آن فرمان خارج شود، از دیدگاه خردمندان ذلیل و حقیر میشود.
هوش مصنوعی: خشم تو مانند ابرهای تیرهای است که بر دشمنان سلطنت میتازد و هر کسی را که به دام تو بیفتد، در مقابلت به خاک میافتد و ذلیل میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان به دور خود میچرخد و هفت سیاره وجود دارد، چهار عنصر نیز وجود دارند و طبیعت زمین به چهار قسمت تقسیم شده است.
هوش مصنوعی: ای سرافراز و افتخارآفرین، آرزو دارم که حال و روزت خوب باشد، برکت و ثروت نصیبت شود، دوران عمرت پربرکت و موفق باشد، سرنوشت خوبی داشته باشی و نسلت نیز به افتخار و عزت برسد.
هوش مصنوعی: حال خوش و نیکو به معنی زندگی خوب و خوشبختی است. دارایی زیاد و روزگار خوش، نشان از این دارد که مقدرات و سرنوشت خوبی در انتظار فرد است. نسل و خانوادهای که پابرجا و پایدار هستند، میتوانند به زندگی خوب و آیندهای روشن کمک کنند. همچنین، نشانههایی چون قدرت، موفقیت و همراهی خوب در زندگی باعث خوشبختی و کامیابی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.