گنجور

 
امیر معزی نیشابوری
 

تاج دنیا و دین خداوند است

در همه کارها خردمندست

در خراسان و در عراق امروز

کیست کاو را به زهد مانندست

چر‌خ را با بقای دولت او

تا جهان است عهد و سوگندست

عقل او را قیاس نتوان کرد

کس نداند که عقل او چندست

چشم دین روشن از سعادت اوست

چشم او روشن از دو فرزندست

آن یکی داوری است قلعه‌گشای

وین دگر خسروی عدو بندست

نازش هر دو پادشاه بدوست

هر دو را مادر و خداوندست

بنده تشریف او همی خواهد

که به مدحش‌گهر پراکندست

خیر او از جهان‌گسسته مباد

که نکوکار و نیک پیوندست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.