گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
رفیق اصفهانی

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع «بهار آمد و یار کسی نمی‌آید» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها «د» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
خ
د
ذ
ر
ز
س
ش
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ل
م
ن
و
ه
ی

شماره ۱: بود که درگذرند از گناهکاری ما

شماره ۲: به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را

شماره ۳: رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما

شماره ۴: اگر بودی اثر فریاد ما را

شماره ۵: با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را

شماره ۶: شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را

شماره ۷: ای روی نکرده سوی دل‌ها

شماره ۸: کجا میل گلستان است ما را

شماره ۹: جفاکاری، چه می دانی تو یارا

شماره ۱۰: ای دلبری کز دلبران همتا نمی‌بینم تو را

شماره ۱۱: برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را

شماره ۱۲: هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا

شماره ۱۳: تا کی خبر ز روز سفر می دهی مرا

شماره ۱۴: راضیم هر چه می داری به این خواری مرا

شماره ۱۵: از بهر یار دیده به کار است بس مرا

شماره ۱۶: از آن مژگان تر جاروب کردم آستانش را

شماره ۱۷: حیف از تو ای پری که شوی یار با رقیب

شماره ۱۸: تا ماه رسیده آهم امشب

شماره ۱۹: اهل وطن بهم همه یارند و من غریب

شماره ۲۰: ای به زیبائی رخت چون آفتاب

شماره ۲۱: بود اگر با قد موزون آفتاب

شماره ۲۲: گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب

شماره ۲۳: آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب

شماره ۲۴: در موسمی که خیمه زند در چمن سحاب

شماره ۲۵: طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست

شماره ۲۶: گلستان خرم است و گل ببار است

شماره ۲۷: نگار من عجب زیبا نگاری است

شماره ۲۸: نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است

شماره ۲۹: مر مکش که ترا می کنند خلق ملامت

شماره ۳۰: تو را میخانه ای بت تا مقام است

شماره ۳۱: از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است

شماره ۳۲: نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت

شماره ۳۳: این چین فکنده در جبین کیست

شماره ۳۴: بعد عمری کاری پسر می بینمت

شماره ۳۵: مرا تا جان بجسم ناتوان است

شماره ۳۶: به من هر کار آن پرکار کرده است

شماره ۳۷: به تن تا جان غم فرسود من هست

شماره ۳۸: گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت

شماره ۳۹: درد من از تو دوا گشت؟ نگشت

شماره ۴۰: با آنکه وفادارتر از من دگری نیست

شماره ۴۱: تا دست می دهد می و معشوق می پرست

شماره ۴۲: همین نه در دل من صبر، دلستان نگذاشت

شماره ۴۳: عاشق مگو که عاقل و فرزانه خوشتر است

شماره ۴۴: یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر است

شماره ۴۵: زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست

شماره ۴۶: جانم ز تن درآمد و در سر هوای تست

شماره ۴۷: تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست

شماره ۴۸: بود هر درد را درمان شکی نیست

شماره ۴۹: بی قرارم از فراق یار یار من کجاست

شماره ۵۰: جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست

شماره ۵۱: صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست

شماره ۵۲: به جان و دل مرا پیوند از آن است

شماره ۵۳: آنکه از عار به یاران نشود یار اینست

شماره ۵۴: آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست

شماره ۵۵: ز خلق تا اثر و از جهان نشانی هست

شماره ۵۶: نه روی گل چو روی دل آرای دلبر است

شماره ۵۷: منم که مهره بخت مرا گشادی نیست

شماره ۵۸: برده دل از من پری‌رویی نمی‌گویم که کیست

شماره ۵۹: کسی چون تو بلا هرگز ندیده است

شماره ۶۰: دیدن آن سرو نازم آرزوست

شماره ۶۱: کار من مهر تو و پیشه تو کین منست

شماره ۶۲: با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست

شماره ۶۳: بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست

شماره ۶۴: بیمار درد را که دوا درد دیگر است

شماره ۶۵: فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست

شماره ۶۶: ماهی تو و جات طرف بامت

شماره ۶۷: دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است

شماره ۶۸: چنان گشته کامم ز ایام تلخ

شماره ۶۹: کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد

شماره ۷۰: چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد

شماره ۷۱: مرا در جسم تا جان آفریدند

شماره ۷۲: هر کس به ره وفا نشیند

شماره ۷۳: دلدار من به زاری اگر یار من شود

شماره ۷۴: با غیر یار ترسم اگر یار من شود

شماره ۷۵: نه خود با من جفا آن بی وفا کرد

شماره ۷۶: چه می در جام من پیر مغان کرد

شماره ۷۷: به من یارم سر یاری ندارد

شماره ۷۸: غمش جا در دلم تنها ندارد

شماره ۷۹: به دل هر کس غم جانان ندارد

شماره ۸۰: مرا دیوانه آن جانانه دارد

شماره ۸۱: به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد

شماره ۸۲: مرا خاطر از آن بی غم نباشد

شماره ۸۳: از برم ای نگار حور نژاد

شماره ۸۴: تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد

شماره ۸۵: مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند

شماره ۸۶: هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند

شماره ۸۷: نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد

شماره ۸۸: زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند

شماره ۸۹: ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند

شماره ۹۰: دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد

شماره ۹۱: گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد

شماره ۹۲: خوش آنکه شب غمم سر آید

شماره ۹۳: فغان که مدعیان از منت جدا کردند

شماره ۹۴: دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد

شماره ۹۵: کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید

شماره ۹۶: غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند

شماره ۹۷: ز کوی یار به من زان خبر نمی آید

شماره ۹۸: آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد

شماره ۹۹: خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد

شماره ۱۰۰: آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد

شماره ۱۰۱: نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد

شماره ۱۰۲: مگر از سینه ی من دل برآید

شماره ۱۰۳: دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد

شماره ۱۰۴: مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود

شماره ۱۰۵: گر ناله ی زارم اثری داشته باشد

شماره ۱۰۶: چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد

شماره ۱۰۷: به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد

شماره ۱۰۸: سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد

شماره ۱۰۹: عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید

شماره ۱۱۰: کی به من رحم دگر خواهی کرد

شماره ۱۱۱: بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد

شماره ۱۱۲: شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود

شماره ۱۱۳: نکویان را وفا آئین پسندند

شماره ۱۱۴: دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد

شماره ۱۱۵: ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد

شماره ۱۱۶: به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد

شماره ۱۱۷: هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد

شماره ۱۱۸: کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند

شماره ۱۱۹: گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اند

شماره ۱۲۰: این ماه که جا به بام دارد

شماره ۱۲۱: نه ضعف تن ز جانم سیر دارد

شماره ۱۲۲: لعل جانان یارب از جان ساختند

شماره ۱۲۳: گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد

شماره ۱۲۴: گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد

شماره ۱۲۵: هر که را یاد تو در دل نفسی می آید

شماره ۱۲۶: گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود

شماره ۱۲۷: خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند

شماره ۱۲۸: شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد

شماره ۱۲۹: گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد

شماره ۱۳۰: گلعذاران نگار من نگرید

شماره ۱۳۱: چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد

شماره ۱۳۲: گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد

شماره ۱۳۳: دایم به تو این گرمی بازار نماند

شماره ۱۳۴: ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود

شماره ۱۳۵: آنکه ما را شیوه تعلیم جز یاری نداد

شماره ۱۳۶: قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد

شماره ۱۳۷: شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد

شماره ۱۳۸: لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد

شماره ۱۳۹: ز ما ترک سهی‌قدان رعنا برنمی‌آید

شماره ۱۴۰: گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد

شماره ۱۴۱: خوشا بادی که با آن باد گرد کوی یار آید

شماره ۱۴۲: نمی‌گویم ترا مهر و وفا اصلا نمی‌باشد

شماره ۱۴۳: بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد

شماره ۱۴۴: بهار آمد و یار کسی نمی‌آید

شماره ۱۴۵: آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید

شماره ۱۴۶: در نیکوئی آفت جهان شد

شماره ۱۴۷: غمین عشق غم روزگار کم دارد

شماره ۱۴۸: جلوه که آن تازه جوان می کند

شماره ۱۴۹: نهادم بهر شرح شوق هر گه خامه بر کاغذ

شماره ۱۵۰: دل به نازی برد از من باز طناز دگر

شماره ۱۵۱: بی وفا یار من از یاری من عار مدار

شماره ۱۵۲: خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر

شماره ۱۵۳: دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار

شماره ۱۵۴: ما را چو تو نیست یار دیگر

شماره ۱۵۵: روی تو یا آفتابست ای پسر

شماره ۱۵۶: هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر

شماره ۱۵۷: زان نور دو دیده تا شوم دور

شماره ۱۵۸: از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر

شماره ۱۵۹: نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز

شماره ۱۶۰: روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز

شماره ۱۶۱: بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز

شماره ۱۶۲: به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز

شماره ۱۶۳: شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز

شماره ۱۶۴: گر دهد بلبل ز شوق روی گل جان در قفس

شماره ۱۶۵: غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرس

شماره ۱۶۶: نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس

شماره ۱۶۷: گر بهای می ستاند خرقه پیر می‌فروش

شماره ۱۶۸: شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش

شماره ۱۶۹: ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش

شماره ۱۷۰: دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوش

شماره ۱۷۱: مهی دارم ندیده کس مثالش

شماره ۱۷۲: اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش

شماره ۱۷۳: دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش

شماره ۱۷۴: به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش

شماره ۱۷۵: ترا یک بار اگر گیرم در آغوش

شماره ۱۷۶: منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش

شماره ۱۷۷: از عشق تو در ملالتم کاش

شماره ۱۷۸: با ناله و آه همنشین باش

شماره ۱۷۹: به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض

شماره ۱۸۰: صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط

شماره ۱۸۱: بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ

شماره ۱۸۲: منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع

شماره ۱۸۳: با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ

شماره ۱۸۴: صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف

شماره ۱۸۵: ای دلبر نازنین شمائل

شماره ۱۸۶: کشد بهر وفا تا کی جفا دل

شماره ۱۸۷: رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل

شماره ۱۸۸: تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل

شماره ۱۸۹: داند کدام سنگدلم کرده تنگدل

شماره ۱۹۰: باور کس نشود قصه ی بیماری دل

شماره ۱۹۱: ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل

شماره ۱۹۲: آمدی رفتی از برم غافل

شماره ۱۹۳: نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم

شماره ۱۹۴: عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم

شماره ۱۹۵: چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم

شماره ۱۹۶: بیا ای مونس شبهای تارم

شماره ۱۹۷: گرفتم ز نادیدنت خون نگریم

شماره ۱۹۸: پاک و پاکیزه است اصل گوهرم

شماره ۱۹۹: همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم

شماره ۲۰۰: نیاید تا به لب از ضعف جانم

شماره ۲۰۱: چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم

شماره ۲۰۲: ای کرده جوانی تو پیرم

شماره ۲۰۳: روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم

شماره ۲۰۴: به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم

شماره ۲۰۵: پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم

شماره ۲۰۶: تا چند جدا ز یار باشم

شماره ۲۰۷: به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم

شماره ۲۰۸: نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم

شماره ۲۰۹: چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم

شماره ۲۱۰: نمی‌کرد از غم جان دادن آزادم چه می‌کردم

شماره ۲۱۱: من دوستی به غیر برای تو می‌کنم

شماره ۲۱۲: به قربان قد و بالات گردم

شماره ۲۱۳: هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم

شماره ۲۱۴: امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم

شماره ۲۱۵: بر آن سرم که دل به دلبری ندهم

شماره ۲۱۶: ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم

شماره ۲۱۷: زار از سر کوی یار رفتیم

شماره ۲۱۸: به جانم از غم جانان چه سازم

شماره ۲۱۹: از کوی تو غیر رفت و ما هم

شماره ۲۲۰: بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم

شماره ۲۲۱: دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم

شماره ۲۲۲: شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم

شماره ۲۲۳: نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم

شماره ۲۲۴: چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم

شماره ۲۲۵: چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم

شماره ۲۲۶: تا از تو دور ای در نایاب مانده ام

شماره ۲۲۷: به عالم حاصلی جز غم ندارم

شماره ۲۲۸: شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم

شماره ۲۲۹: مگذار که از حسرت دیدار بمیرم

شماره ۲۳۰: من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم

شماره ۲۳۱: بی تو جانا زندگانی چون کنم

شماره ۲۳۲: شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم

شماره ۲۳۳: به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانم

شماره ۲۳۴: دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم

شماره ۲۳۵: خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم

شماره ۲۳۶: ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم

شماره ۲۳۷: از درت امروز و فردا ای دلارا می روم

شماره ۲۳۸: حال بسیار ناخوشی دارم

شماره ۲۳۹: به کار مشکل خود یاری از یاری نمی‌بینم

شماره ۲۴۰: زان دم که با تو عهد گسل عهد بسته ام

شماره ۲۴۱: به بلا زار و مبتلا که منم

شماره ۲۴۲: رخت جنت قدت طوبی است گفتم

شماره ۲۴۳: از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم

شماره ۲۴۴: به عالم حاصلی جز غم ندارم

شماره ۲۴۵: چند از دست تو سوزد جان من

شماره ۲۴۶: پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن

شماره ۲۴۷: بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن

شماره ۲۴۸: شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین

شماره ۲۴۹: دلم خواهد که جان در راه خوبان

شماره ۲۵۰: رخ مانند گلبرگ ترش بین

شماره ۲۵۱: دور شد از یکدگر دور ز جانان من

شماره ۲۵۲: ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من

شماره ۲۵۳: نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من

شماره ۲۵۴: با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن

شماره ۲۵۵: خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من

شماره ۲۵۶: به غیر دل که کند تا سحر فغان با من

شماره ۲۵۷: صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن

شماره ۲۵۸: عاشقان را به جفا خوار مکن

شماره ۲۵۹: به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند

شماره ۲۶۰: من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان

شماره ۲۶۱: دل نه همین می برد از من حسن

شماره ۲۶۲: به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین

شماره ۲۶۳: بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان

شماره ۲۶۴: خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن

شماره ۲۶۵: آن می که هست آب خضر شرمسار از آن

شماره ۲۶۶: شد چو شب روزم سیاه از دست تو

شماره ۲۶۷: کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو

شماره ۲۶۸: نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو

شماره ۲۶۹: دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو

شماره ۲۷۰: با این همه بی وفائی تو

شماره ۲۷۱: گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو

شماره ۲۷۲: دشمنی آن قدر که با ما تو

شماره ۲۷۳: گل خوار بود چو خار بی تو

شماره ۲۷۴: جان و دلم راست صد رخنه هر سو

شماره ۲۷۵: خوش تر ز طوبی است به خوبی نهال تو

شماره ۲۷۶: افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو

شماره ۲۷۷: آمد ز خانه بیرون در دست جام باده

شماره ۲۷۸: این همه الفت به غیر از من جدایی این همه

شماره ۲۷۹: ای می فروش آزادیم زین سبحه صددانه ده

شماره ۲۸۰: تا لاله و گل هست میان گل و لاله

شماره ۲۸۱: تنی دارد بنامیزد ز جان به

شماره ۲۸۲: بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟

شماره ۲۸۳: تا کلک قضا رقم کشیده

شماره ۲۸۴: عادت به این مکن که کنی جور و کین همه

شماره ۲۸۵: جان می کندم ز تن کناره

شماره ۲۸۶: به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره

شماره ۲۸۷: کشم جور از غمت ای نازنین ماه

شماره ۲۸۸: دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای

شماره ۲۸۹: بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای

شماره ۲۹۰: ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری

شماره ۲۹۱: کی تو چو من ای نگار داری

شماره ۲۹۲: نظر سوی دل افگاری نداری

شماره ۲۹۳: بخشم از من گذر کردی و رفتی

شماره ۲۹۴: ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری

شماره ۲۹۵: خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی

شماره ۲۹۶: مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی

شماره ۲۹۷: به غیر آن ماه را بی‌مهر با من مهربان کردی

شماره ۲۹۸: خوشا روزی و حبذا روزگاری

شماره ۲۹۹: شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی

شماره ۳۰۰: بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتی

شماره ۳۰۱: در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی

شماره ۳۰۲: پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی

شماره ۳۰۳: از آن در سینه از من کینه داری

شماره ۳۰۴: به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری

شماره ۳۰۵: ز می نام و نشان تا هست باقی

شماره ۳۰۶: اگر رود سر من چون حباب بر سر می

شماره ۳۰۷: ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری

شماره ۳۰۸: بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی

شماره ۳۰۹: جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمی‌دانی

شماره ۳۱۰: جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه می‌دانی؟

شماره ۳۱۱: تو نامهربان مه همانی که بودی

شماره ۳۱۲: برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی

شماره ۳۱۳: چنان گشته ام ناتوان از جدایی

شماره ۳۱۴: دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی

شماره ۳۱۵: خوش آن محفل که هر دم ساغر می

شماره ۳۱۶: ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی

شماره ۳۱۷: نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری

شماره ۳۱۸: حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی

شماره ۳۱۹: جان من گر دل به دست دلستانی داشتی

شماره ۳۲۰: وعده لطف و کرم‌ها کردی

شماره ۳۲۱: برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی

شماره ۳۲۲: جور با ما می کنی تا می کنی

sunny dark_mode