غمش جا در دلم تنها ندارد
به یکدل نیست کان غم جا ندارد
فغان کان شوخ بی پروا ز جوری
کشد وز کشتنم پروا ندارد
ز افغانم خبر پنداریش نیست
ز آه من حذر گویا ندارد
گرفتم من ندارد فکر امروز
چرا اندیشه ی فردا ندارد
بسی دیوانه دارد آن پری لیک
چو من دیوانه ای رسوا ندارد
به من آن بی وفا گوید که دارم
سر مهر و وفا، اما ندارد
رفیق از درد او می میرد اما
خبر دارد ز حالش یا ندارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در بیان احساسات عمیق عاشقانه و غم ناشی از دوری معشوق است. شاعر از دلتنگی و غمی سخن میگوید که درون هر کس وجود دارد و اشاره میکند که هیچ آرامشی بدون وجود معشوق به دست نمیآید. او به ویژگیهای منحصر به فرد معشوق اشاره میکند و آن را با دیگران مقایسه میکند، بهطوری که تنها معشوق است که جان و زندگی میبخشد. همچنین شاعر به این نکته اشاره دارد که درد عشق تنها درمانی ندارد و به راز عشق اشاره میکند که باید پنهان بماند. در نهایت، او هشدار میدهد که این راه عشق بیپایان است و ضروری است که به آن پایبند بمانیم.
هوش مصنوعی: غم او در دلم تنها نیست، زیرا دلهایی که با یکدیگر هماهنگ نیستند، مکان مناسبی برای غم و اندوه ندارند.
هوش مصنوعی: آه ای دل! آن دختر شوخ و بینگر که با بیرحمی به من آسیب میزند، به کشته شدن من اهمیتی نمیدهد و بیپروا از رفتارهایش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: من از فریاد و نالههایم خبر ندارم و انگار او از درد و رنج من بیخبر است.
هوش مصنوعی: من امروز را در دست دارم اما فکر و اندیشهای برای فردا ندارم.
هوش مصنوعی: آن پری، دیوانههای زیادی دارد، اما مثل من، هیچ دیوانهای که رسوا باشد، ندارد.
هوش مصنوعی: آن معشوق بی وفا به من میگوید که من عشق و وفا دارم، در حالی که خودش هیچ وفایی ندارد.
هوش مصنوعی: دوست به خاطر درد و رنج او به شدت ناراحت میشود، اما نمیداند که آیا از وضعیت او باخبر است یا نه.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فلک با کس دل یکتا ندارد
ز صد دیده یکی بینا ندارد
درخت دهر سر تا پای خارا است
تو گل جویی و او اصلا ندارد
جهان از مردمی ها مردمان را
[...]
فلک با کس دل یکتا ندارد
ز صد دیده یکی بینا ندارد
گلستان رونق کمخا ندارد
چمن آرایش دیبا ندارد
تنم تا یافت در بر صوف طاقین
[...]
سرم سودا دلم پروا ندارد
صباحم شب، شبم فردا ندارد
دلم در هیچ جا الفت نگیرد
سرم با هیچکس سودا ندارد
ز هر جا هر که خواهد، گو بجویش
[...]
سهی سرو، این قد و بالا ندارد
گل احمر چنین سیما ندارد
نه در جنت، نه باغ خلد، فایز
خدا حوری چنین زیبا ندارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.