به غیر آن ماه را بیمهر با من مهربان کردی
خلاف عادت خودکردنی ای آسمان کردی
نهادی داغ هجرم بر دل و از دیده ام رفتی
دلم را خون چکان و دیده ام را خونفشان کردی
مشو از حرف بدگو بدگمان وز در مران ما را
که عمری آزمودی روزگاری امتحان کردی
بعشوه طاقت جان و تن شیخ و صبی بردی
بغمزه غارت دین و دل پیر و جوان کردی
ندارد بر فغان و ناله ام گوشی رفیق ارنه
بکویش روزها نالیدی و شبها فغان کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از longing و آرزوی حضور یاری و محبوب خود سخن میگوید. او از ناتوانی بدن و بیقراری دلش ناشی از دوری و غم جدایی صحبت میکند. شاعر خودش را گرفتار غم و اندوه توصیف میکند و بر این نکته تأکید میکند که دوری محبوبش هیچ کار دیگری جز گریه و ناله برایش به ارمغان نیاورده است. او به امید این که یاری به او نزدیک شود و این ناامیدی را برطرف کند، تأکید میکند و از زیبایی و خصوصیات محبوبش نیز یاد میکند.
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو برخلاف عادت همیشگیات به من تابش مهربانی را هدیه کردی و آن ماه را که باید بیمهر باشد، به من نزدیکی و مهر کردید.
هوش مصنوعی: دل من از جداییات پر از آتش و غم شده و از چشمانم دور شدهای. حالا دلام پر از درد است و چشمانم به خاطر فقدانت اشک میریزد.
هوش مصنوعی: به کسی که همیشه بدگویی میکند، بدگمان مباش و ما را از در خود بران. تو سالهاست ما را آزمودهای و امتحان کردهای.
هوش مصنوعی: به زیبایی و با ناز و کرشمهای، جان و تن شیخ و جوان را به تسخیر خود درآوردی و با حرکات دلربا، دین و دل پیر و جوان را به غارت بردی.
هوش مصنوعی: تلاشها و نالههای من هیچ توجهی جلب نکرده است، زیرا تو در روزها در کوی او زاری میکردی و در شبها فریاد میزدی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا سروی که سوسن را ز سنبل سایبان کردی
ز بوی سوسن و سنبل جهان پر مشگ و بان کردی
فکندی بر گل از عنبر هزاران حلقه و چنبر
بزیر هر یک از عمدا یکی جادوستان کردی
یکی را دل شکن کردی یکی را دل گران کردی
[...]
نگارا تا تو از سنبل تراز ارغوان کردی
رخ چون ارغوان من برنگ زعفران کردی
ز مشک روی من کافور پیدا گشت از آن حسرت
که تو کافور روی خود مشک اندر نهان کردی
چون ماه آسمان تا روی تو خرمن زد از عنبر
[...]
جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
چرا در صبح کاذب صبح صادق را نهان کردی؟
نرفت از جا به اشک و آه، مشت استخوان من
چو شمعم بارهها در آب و آتش امتحان کردی
خدا کیفیت جام نگاهت را بیفزاید
[...]
فلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی
به گیتی هر چه ای ظالم!دلت می خواست آن کردی
حسین آن نور حق در کربلا خواندی به مهمانی
ز راه دشمنی آواره اش از خانمان کردی
از اول در عراق آوردی، آن شاه حجازی را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.